شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٢٨ - حكايت«٣» ملكزادهاى را شنيدم كه كوتاه بود و حقير
بزرگترين كوهها است.
طور: در لغت، بمعنى مطلق كوه است ولى اصطلاحا مراد، طور سينا است كه حضرت موسى كليم اللّه با فرمان خدا بر فراز آن رفت و احكام عشره به او وحى شد. در قرآن مجيد، از اين كوه بعنوان الطور و طور سينا و طور سينين ياد شده (طالبان تفصيل بيشتر رجوع كنند به كتاب: تحقيق در اعلام قرآن مقاله، سينا). ضمنا بايد توجه داشت: ١- نميتوان كوتاهترين كوههاى زمين را بطور قطع مشخص ساخت و شايد در حدود اطلاعات جغرافىدانان آن زمان، كوه طور، كوتاهترين كوهها بوده است. ٢- لام مفتوحه در (لاعظم) لام ابتدا و تأكيد است و «اعظم» خبر است براى «انّ». «قدرا و منزلا» تميز است براى «اعظم».
______________________________ (٤٥)-
|
آن شنيدى كه لاغرى دانا ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مطلق.
لاغر: بفتح و كسر غين هردو تلفظ ميشود.
(٤٦)- ابله: صفت مشبهه عربى است بمعنى نادان و مؤنث آن بلهاء بر وزن صحراء ميباشد.
(٤٧)- اسب تازى: اسب عربى.
تازى: مركب است از تاز و ياء نسبت. يكى از قبايل يمن، قبيله طى است كه حاتم طائى معروف از آن قبيله بوده است. ايرانيان با مردم يمن و مخصوصا با قبيله طى رابطه زيادى داشتند و قبيله طى را «تاژ» ميناميدند. بنابراين تاژى يا تازى منسوب به آن قبيله بوده و بتدريج بر همه قبايل عرب اطلاق شده است.
(٤٨)- وگر: در اين بيت بمعنى هرچند (اگرچه) بكار رفته است.
(٤٩)- طويله: شايد مؤنث طويل باشد و يكى از معانى آن رشته درازى است كه قطار ستوران را به آن بندند و بتدريج بر جايگاه ستوران اطلاق شده. همچنين ممكن است طويله مأخوذ از لفظ لاتينىmulubatS كهelbat ?e در فرانسه و اصطبل در فارسى و عربى از همين ريشه است.
(٥٠)- اركان: جمع ركن بمعنى پايهها است.
(٥١)- دولت: بمعنى نوبت است و بر هيأت حاكمه و حكومت اطلاق ميشود. امروزه دولت، مجموعه قواى سهگانه كشور (قوه مجريه و قوه مقننه و قوه قضائيه) است. بعلاوه معنى دوم آنكه بيشتر متبادر به ذهن ميباشد قوه مجريه مملكت است.
\* قاعده راجع به حرف تأكيد پيش از فعل: «ب» پيش از فعل، مشعر بر تأكيد است و بايد متصل نوشته شود مگر در صورتيكه تراكم دندانهها پيش آيد.