شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٣٩ - (١٠٠) هركه به تأديب دنيا راه صواب نگيرد
از روى لطف بردار و با صفت رحمت متجلى شو زيرا بدكاران هم اميد آمرزش و عفو دارند.
______________________________ (٥٠١)- مغفرت: مصدر ميمى است و مانند غفران بمعنى آمرزش است و غافر و غفور و غفار، از صفات الهى است.
(١٠٠) هركه به تأديب دنيا راه صواب نگيرد ...
(٥٠٢)- به: باء اضافه در عبارت به تأديب، «باء» سببيت است.
تأديب و تعذيب، با هم نوعى جناس ناقص لفظ دارند.
(٥٠٣)- عقبى: بمعنى قيامت است.
مراد سعدى اين است كه اولا براى راهنمايى گمراهان و تبهكاران به راه مصالح فردى و اجتماعى، تأديب لازم است ثانيا تأديب در اين دنيا و تحمل مجازاتهاى شرعى از عذاب اخروى ميكاهد. ثالثا تأديبات اين جهانى چون برخى از بدكاران را به راه صواب باز مىآورد، وسيله نجات آنها از عذاب اخروى است.
ممكن است مراد از تأديب در اينجا مصيبتها و بلاهايى باشد كه در اين جهان از طرف حق بر بنده نازل ميشود تا موجب تخفيف عذاب اخروى گردد.
(٥٠٤)- وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ آيه ٢١ از سوره ا. ل. م سجده. ترجمه: بيگمان به ايشان از عذاب سبكتر خواهيم چشاند و عذاب بزرگتر براى ايشان مقرر نميداريم تا مگر آنان از راه فساد بازگردند.
لَنُذِيقَنَّهُمْ: مركب است از لام ابتداء و صيغه متكلم مع الغير از باب افعال، مؤكد به نون تأكيد ثقيله و ضمير مفعولى «هم». فعل مجرد آن، ذاق، يذوق ميباشد.
(٥٠٥)-
|
پند است خطاب مهتران آنگه بند ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه مقيد.
پند با بند جناس خط دارد.
مراد اين است كه حكيمان، اول از راه پند به ارشاد ميپردازند آنگاه درباره تبهكارانى كه با پند به راه نيايند، دستور بند ميدهند تا با شكنجه اصلاح شوند. در اين بيت، شيخ اجل از بند، سلاسل و اغلال را (زنجير و غلها) را اراده كرده كه از جمله عذابهاى آن جهانى است و ذكر آنهم در قرآن مجيد آمده، اما در عين حال مجازات اين جهانى هم بايد هنگامى بكار آيد كه موعظه و نصيحت مؤثر نيفتد. بهمين جهت پيغمبران، اول، بشارت ميدهند و آنگاه انذار ميكنند: وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ
آيه ٤٨ از سوره انعام و چند سوره ديگر. ترجمه: ما رسولان را نميفرستيم مگر اينكه بشارت دهند و سپس انذار كنند.