شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٤٥ - (١١١) اول كسى كه علم بر جامه كرد و انگشترى در دست، جمشيد بود
(١١٠) درويشى به مناجات در، ميگفت ...
______________________________ (٥٣٨)- كه بر نيكان خود رحمت كردهاى: مراد اين است كه نيكان از اول مشمول رحمت الهى بودهاند كه نيكوكار آفريده شدهاند. بدان هم، اميد رحمت دارند و از خدا بايد براى ايشان رحمت و هدايت را مسئلت كرد. وجود مردمان نيكضمير و شريران هدايتپذير، هر دو از نظر كمال پديدههاى اجتماعى و طبيعى لازم و ضرورى است.
(١١١) اول كسى كه علم بر جامه كرد و انگشترى در دست، جمشيد بود ...
(٥٣٩)- علم بر جامه كردن: بافتن تراز بر لباس است.
شيخ اجل با استناد به گفته مشهور، انگشترى در دست كردن و نقش علم بر لباس بافتن را به جمشيد نسبت داده است. اول بودن در هركار پيش همه ملل اعتبار ويژهاى دارد و در تورات براى نخستزادگان امتيازاتى مقرر شده است اين امتياز از جهت تشويق به ابداع بسيار سودمند است و ازاينروى در سنت ايرانى و ادب اسلامى به اين مزيت به ديده اهميت مينگريستهاند چنانكه سيوطى دانشمند اسلامى كتابى بنام «الاوائل» دارد و در آن كسانى را كه در كار يا صنعتى پيشقدم بودهاند معرفى كرده است. جمشيد، مركب است از «جم» و «شيد». جم، در سانسكريت و اوستا «ياما» و در پهلوى «يام» تلفظ ميشود و «شيد» كه بمعنى درخشان است در اوستا به نام «جم»، پيوسته نيست. برحسب اوستا، جم، نخستين كسى است كه اهورمزدا به او دين و شريعت عطا كرد. در «ودا»، جم، فرزند خورشيد است و نخستين كسى است كه مرگ بر او مستولى شده است. برحسب داستانهاى ما، سيصد سال در زمان جمشيد، مرگ و بيمارى وجود نداشت.
اما چون فرّه ايزدى از جمشيد جدا شد، مرگ و بيمارى پديد آمد. بهرحال جمشيد، ششمين پادشاه سلسله داستانى پيشدادى است كه جام جهاننما و برگزارى نخستين جشن نوروز بدو منسوب است. جمشيد، مغلوب ضحاك تازى شد و مدت سلطنت او را پانصد سال نوشتهاند.
صاحب برهان قاطع گفته است: جمشيد را در عربى «منوشلخ» گويند. گويا مرادش «متوشلخ» بوده كه برحسب تورات پدر حضرت نوح است.
(٥٤٠)- راست راست: يعنى فضيلت براى دست راست است اين معنى را به اردشير بابكان نسبت دادهاند.
(٥٤١)-
|
فريدون گفت نقاشان چين را ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف موصول
راجع به فريدون و چين پيش از اين گفتگو شده است.
(٥٤٢)- بدان را نيك دار: يعنى بدان را بوسيله تربيت و پرورش، نيكوكار گردان. نيك، در اينجا مفعول اسنادى است براى بدان.