شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٠٥ - (٤٦) ضعيفى كه با قوى دلاورى كند
قوچ، با شاخ، مسلح است و آدمى داراى شاخ نيست. همچنين ستيزه كردن با بزرگان، همانند جنك شخص بىسلاح با فرد مسلح است.
(٤٥) پنجه با شير و مشت بر شمشير زدن كار خردمندان نيست.
______________________________ (٢٤٥)- شمشير: مأخوذ از پهلوى است ولى برهان قاطع آنرا لفظ مركب از شم بمعنى رم و شير، حيوان درنده پنداشته است.
نظير اين كلام شيخ از منوچهرى دامغانى:
|
ابله آن گرگى كه او نخجير با شير افكند |
احمق آن صعوه كه او پرواز با عَنقا كند. |
|
از شاطر عباس:
|
بر سر مژگان يار من مزن انگشت |
كادم عاقل به نيشتر نزند مشت |
|
(٢٤٦)-
|
جنگ و زورآورى مكن با مست ... |
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مقيد.
(٢٤٧)- سرپنجه: مراد از سرپنجه در اينجا، صاحب سرپنجه است يا آنكه مجازا براى سرپنجه، تشخصى منظور شده به اين معنى كه در مقابل سرپنجه زورآور، بهتر آن است كه دست در بغل باشيم و خاموشى گزينيم و اظهار تسليم كنيم.
بنابراين، تركيب مصراع دوم چنين ميشود: دست، مسند اليه. در بغل و پيش سرپنجه، متمم. به، بمعنى بهتر، مسند جمله ميباشد و مفضلاليه كه جنكآورى و پنجهافكنى باشد حذف شده است.
(٤٦) ضعيفى كه با قوى دلاورى كند ..
(٢٤٨)- يار دشمن: مضاف و مضاف اليه است و دو اسم متضاد بهم اضافه شده.
ضعيفى كه با قوى خصومت كند از آن جهت در هلاك خود مددكار دشمن است كه خود را در دسترس خصم قرار داده است.
(٢٤٩)-
|
سايهپرورده را چه طاقت آن ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف.
مراد از سايهپرورده، شخص متنعم است. كسانى را كه در گرماى آفتاب به كشت و كار اشتغال نميورزند و در خانه يا كاخ خود مىنشينند مجازا سايهپرورده يعنى پرورشيافته در سايه مينامند.
(٢٥٠)-
|
سستبازو بجهل ميفكند ....: |
اين بيت، گرچه جمله خبرى است لكن در مقام انشاء و بيان نصيحت است و مراد اين است كه شخص سستبازو نبايد با مرد آهنين