شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٠ - حكايت«٢٦» ظالمى را حكايت كنند
______________________________ (٦٤٠)- راستان، آستان: لفظ «راستان» با عبارت «بر آستان» جناس مرفّو دارد و مراد بيت چنين است: كسانى كه نشانه راستان و مخلصان دارند بعنوان خدمت و عبادت سر بر آستان الهى مينهند.
حكايت «٢٦» ظالمى را حكايت كنند ...
(٦٤١)- هيزم: چوب سوختنى و همريشه با هيمه است و ريشه پهلوى هيمهkamiH ميباشد.
(٦٤٢)- طرح: يعنى كم كردن و كاستن. مراد اين است كه ظالم، هيزم درويشان را ارزان ميخريد يا مقدارى بيشتر از آنان ميگرفت و در فروش، مقدارى از آن ميكاست.
(٦٤٣)-
|
مارى تو كه هركه را ببينى بزنى ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه موصول.
(٦٤٤)- بكنى: ويران كنى، از بن بركنى.
در بيت، صنعت استفهام و تشبيه بكار رفته و ميان كلمات دو مصراع توازن است.
(٦٤٥)-
|
زورت ار پيش ميرود با ما ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردّف.
(٦٤٦)- غيبدان: داننده غيب، علام الغيوب و عالم الغيب، از صفات الهى است.
(٦٤٧)- نرود: در مصراع دوم بجاى «پيش نرود» بكار رفته است.
(٦٤٨)- أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ قسمتى از آيه ٢٠٦ از سوره بقره است:
وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ ترجمه: برخى مردم چنانند كه چون گفته شود از خدا بترس ايشان را سركشى فراميگيرد و به ارتكاب گناه واميدارد.
اين اقتباس قرآنى، در بعضى نسخهها نيست و در بعضى نسخهها كريمه قرآنى بعد از عبارت:
«كه گفتهاند» ضبط شده و در صورتيكه آيه قرآنى در اينجا درج شده باشد عبارت «كه گفتهاند» زايد و نابجا است. زيرا اين بيان از حكما نيست و يكى از امثال قرآنى است.
(٦٤٩)-
|
حذر كن ز دود درونهاى ريش ... |
قطعه بر وزن شماره ٣ با قافيه مردّف.
(٦٥٠)- سر كردن ريش: باز شدن زخم.
(٦٥١)- كيخسرو: پسر سياووش بن كيكاووس، دومين پادشاه كيانى است و سلسله كيانى دومين سلسله پادشاهان افسانهاى است كه داستان آنان در شاهنامه فردوسى آمده است و برخى او را كورش هخامنشى ميدانند.