شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٢ - حكايت«٢٧» يكى در صنعت كشتى گرفتن سرآمده بود
______________________________ (٦٦٤)-
|
اعلّمه الرّماية كلّ يوم |
وزن شماره ٣٢
تمام قطعه عربى بدينگونه است:
|
فيا عجبا لمن ربّيت طفلا |
القّمه باطراف البنان |
|
ترجمه: تعجب دارم از كسى كه او را از كودكى پروردم و با نوك انگشتان خود لقمه در دهان او مينهادم.
|
اعلّمه الرّماية كلّ يوم |
فلمّا اشتدّ ساعده رمانى |
|
ترجمه: هرروزه تيراندازى باو مىآموختم و چون ساعدش نيرومند شد بسوى خود من تير انداخت.
|
اعلّمه الفتوّة كلّ وقت |
فلمّا طرّ شاربه جفانى |
|
ترجمه: به او در هروقت آيين جوانمردى ياد ميدادم و چون موى بر عارضش دميد و به عنفوان جوانى رسيد با من جفا كرد و خاطرم آزرد.
|
و كم علّمته نظم القوافى |
فلمّا قال قافية هجانى |
|
ترجمه: و چه بسيار كه براى آموختن نظم قافيه و سرودن شعر رنج بردم و همينكه توانست قافيهاى بگويد به هجو من پرداخت.
(٦٦٥)-
|
يا وفا خود نبود در عالم ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف موصول مردّف.
در بيت اول، صنعت تجاهل العارف بكار رفته و بيت دوم، مفاد بيت عربى گذشته (اعلمه الرعاية) را بيان ميكند.
\* تجاهل العارف: عبارت از آن است كه گوينده مطلبى را كه خود ميداند در مقام پرسش از آن برآيد و خود را جاهل نشان دهد. مثال:
|
يا وفا خود نبود در عالم ... |
(٦٦٦)- زمانه: به معنى زمان است و زمان، لفظ مشترك ميان فارسى و عربى است.
ريشه پهلوى آن زمانnamaZ و در ارمنىkanamaZ بوده است و گويا زمانه از زماناك گرفته شده باشد. ميان زمانه و زمان اين تفاوت وجود دارد كه اولى، بمعنى دهر و روزگار است و دومى، مدت حركت و فعل و يا مدت حركت فلك ميباشد. جمع زمان در عربى ازمنه است. در بيشتر زبانها، سه زمان (گذشته و حال و آينده) مشخص است و فعل، داراى سه زمان ميباشد اما در زبان ژاپنى و مانند آن فعل برحسب زمان صرف نميشود. زمن، لفظ عربى بمعنى وقت و مدت است.