شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٣٧ - تعليقات بر ديباچه گلستان
______________________________ (١٠٠)- قطب دايره زمان:
قطب: در هيئت قديم اعتقاد بر اين بوده است كه افلاك بدور زمين در حركتند. نقطه ثابتى را كه حركت بر گرد آن انجام ميشده قطب ميناميدند و زمان را مدت حركت فلك ميدانستند. بنابراين، مراد، تشبيه ممدوح به قطب فلك است.
در اصطلاح جغرافيا هريك از دو طرف محور زمين قطب ناميده ميشود و در زبان محاورى، قطب بمعنى ملاك و مدار و شخص صاحب حل و عقد است. جمع قطب، اقطاب ميشود و دستهاى از برگزيدگان عرفا را، اقطاب ميخوانند.
(١٠١)- سليمان:
حضرت سليمان يكى از انبياى بنى اسرائيل است كه كتابهاى امثال سليمان و حكمت سليمان منسوب به اوست. بموجب آيه ٣٤ از سوره ص، حضرت سليمان از خدا خواسته است كه بوى ملكى ببخشد كه پس از وى شايسته هيچكس نباشد و خداوند، باد و جن و شياطين را مسخر او ساخته است. از اينرو «ملك سليمان» و «حشمت سليمان» زبانزد اهل ادب شده است و باعتبار اينكه ملك اتابك شايسته ديگرى نيست، سعدى، ممدوح خود را قايممقام ملك سليمان خوانده است و گويا اتابك ابو بكر بواسطه طول سلطنت و كشورگشايى و آسايش رعيت به اين لقب ملقب بوده است.
(١٠٢)- اتابك: لفظى است تركى بمعنى پدربزرگ. مركب از «آتا» پدر و «بك» بمعنى بزرك. معمول سلجوقيان اين بود كه فرزندان خود را بكسانى معتمد ميسپردند و آنان را «اتابك» ميخواندند. اتابك، حكمران ناحيهاى بود و تربيت شاهزادگان بويژه وليعهد را بعهده داشت.
هنگاميكه سلجوقيان ضعيف شدند سلسلههاى مختلف اتابكان، حكومتهاى مستقل تشكيل دادند و از جمله اين سلسلهها، سلسله اتابكان فارس يا اتابكان سلغرى است كه ممدوحين سعدى از جمله آنان ميباشند.
(١٠٣)- سلغر: نام يكى از اجداد اتابكان فارس است و ازاينروى آنان را سلغرى و سلغريان ناميدهاند. نام نخستين اتابك فارس سلغر بن مودود است كه از سال ٥٤٣ روى كار آمد.
(١٠٤)- ابو بكر: ابو بكر بن سعد، ششمين اتابك فارس از ٦٢٣ تا ٦٥٨ بر قسمتى از فارس حكومت داشته. پرورنده زهاد و درويشان بوده اما به اهل فلسفه تنفر ميورزيده.
وى ابنيه خير، منجمله دار الشفائى در شيراز تأسيس كرد و شيخ اجل سعدى را از هرجهت بپرورد. ابو بكر براى حفظ فارس با خانان مغول از در صلح درآمد و كشور خود را از حمله آنان مصون داشت.