شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٣١ - حكايت«٣» ملكزادهاى را شنيدم كه كوتاه بود و حقير
كه از دور ديده شود. شخص، در اصطلاح فلسفه، بمعنى فرد و جزئى داراى تعينات است. در زبان امروز، شخص در معنى مخصوص به يك فرد، زياد استعمال ميشود. مراد از شخص در اينجا، صورت ظاهرى است. از لفظ شخص در فارسى، تشخيص، و مشخص و تشخص و متشخص و شاخص و شخيص آمده است.
______________________________ (٦٧)- منت: «ت» در «منت»، ضمير و مفعول بيواسطه است.
(٦٨)- تا: حرف ربط است و جمله پيش از آن مقدر است و بقرينه حذف شده.
(٦٩)- پروارى: تشكيل شده است از پروار و ياء نسبت، پروار، برحسب معنى ريشه پهلوى آن، جايى است كه حيوانات را در آن پناه ميدهند و يكى از مصاديق آن اصطبل است و چون گاوها و گوسفند را براى پروردن و فربه كردن غالبا در اصطبل نگاه ميدارند، بعضى پروار را بمعنى گاو و گوسفند فربه شده پنداشتهاند. استعمال پروار در اين معنى، اطلاق محل بر حال است ولى گاوپروارى با ياء نسبت، گاوى است كه آنرا مدتى در اصطبل نگاه داشته باشند و فربه شده باشد.
(٧٠)- بيقياس: بىاندازه. قياس، مصدر مجرد و مصدر دوم باب مفاعله است. اولى بمعنى اندازه گرفتن و دومى بمعنى سنجيدن. قياس در اصطلاح فقه و ادب بمعنى تمثيل است كه آن انتقال از يك حكم جزئى به حكم جزئى مشابه ميباشد چنانكه مولوى درباره آن طوطى كه حال مرد ژوليده را همانند حال خود پنداشت گويد:
|
از قياسش خنده آمد حلق را |
كو چو خود پنداشت صاحب دلق را |
|
اما قياس، در اصطلاح منطق و فلسفه، انتقال از حكم كلى به حكمى است كه كليت آن كمتر باشد. قياس تمثيلى با مصدر مفاعله و قياس منطقى با مصدر مجرد تناسب دارد.
(٧١)- اندك: مركب از «اند» عدد مبهم و «ك» تصغير. شايد «اند» مرادف با لفظ عربى بضع باشد كه بر عدد ميان ٣ تا ٩ دلالت دارد. اندك، در اينجا بمعنى كم و قليل است.
(٧٢)- آهنگ: بمعنى قصد است. ريشه پهلوى آن مأخوذ از لفظ اوستائىgnahT بمعنى كشيدن و پيشوند) ?a (است.
(٧٣)- نعره: در عربى چند معنى دارد و مناسبترين معانى آن، خيشوم (سوراخهاى بينى) است و بعلاوه نعره مصدر مره از فعل «نعر، ينعر» بمعنى يكبار صيحه زدن است و مصدر قياسى آن «نعير و نعار» ميشود.
(٧٤)- تهور: بيباكى، صفتى است افراطى و ناپسند، لكن گاهى بمعنى شجاعت كه صفتى معتدل است، استعمال ميشود.
(٧٥)- حمله: در مورد جنگ بمعنى هجوم است.