شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٧٦ - حكايت«١٩» چندانكه مرا شيخ اجل ابو الفرج بن جوزى رحمة الله عليه
و «جسته» بمعنى درخواست شده است. خجسته بيشتر در معنى مبارك و فرخنده بكار ميرود و ضد آن، گجسته يا گجستك بمعنى ملعون است. معانى ديگر خجسته، گل هميشه بهار و گوشه كوچكى از دستگاه نوا است سعدى با آوردن عبارت «دور از اين خجستهسراى» صنعت احتراس بكار برده است.
\* قاعده راجع به صنعت احتراس: صنعت احتراس آن است كه با عبارتى لطيف عدهاى را از حكم جملهاى كه زشت و ناسزا باشد خارج كنند چنانكه وقتى خبرى ناگوار يا اسنادى ناشايسته را بيان ميكنيم ميگوييم: دور از جان شما.
______________________________ (٢٤١)- راست: نام يكى از مقامهاى موسيقى و همچنين نام يكى از دستگاههاى موسيقى است ولى در اينجا اين معنى مراد نيست و راست در معنى قيدى بكار رفته و معادل است با عبارت «در حقيقت».
(٢٤٢)- مرغ ايوان: طوطى يا بلبل يا مرغ خواننده ديگرى است كه متجملان در خانه- هاى خود نگهميدارند.
(٢٤٣)- مطايبه: شوخى ظريف.
(٢٤٤)- طالع: از نظر هيأت، حالت نمودارى ستاره است و قدما تصور ميكردند كه مقدرات هركس برحسب وضع يكى از ستارگان در هنگام تولد او است. از اينجهت طالع را بمعنى بخت و مقدر، زياد بكار بردهاند.
(٢٤٥)- ميمون: اسم مفعول از يمن بمعنى مبارك و بابركت.
(٢٤٦)-
|
آواز خوش از كام و دهان و لب شيرين ... |
قطعه بر وزن شماره ٦ با قافيه مردف موصول.
(٢٤٧)- نغمه: گوشهاى از دستگاههاى راست پنجگاه و نوا است.
(٢٤٨)- عشاق و صفاهان و حجاز: هريك نام يكى از مقامات موسيقى است. در موسيقى ايرانى برحسب بروج دوازدهگانه دوازده مقام تشخيص شده است به اين ترتيب:
راست- اصفهان- عراق- كوچك- بزرگ- حجاز- بوسليك- عشاق- حسينى- زنگوله- نوا- رهاوى يا رهاوندى.
همچنين هفت دستگاه موسيقى به اين نامها مشخص است.
راست پنجگاه- چهارگاه- سهگاه- ماهور- نوا- شور- همايون.
متأخران، پنج دستگاه، از شور استخراج كردهاند با اين نامها دشتى- اصفهان- ابو عطا- بيات ترك- افشارى.
در زمان ساسانيان، آهنگهاى گوناگون معمول بوده است و سى لحن باربد، معروف است.