شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٤٢ - حكايت«٤» طايفهاى دزدان عرب بر سر كوهى نشسته بودند
______________________________ (١٧٥)- استاد: ريشه آن مركب است از او و ستاد بمعنى پيش ايستاده. معرب آن، استاذ است كه آنرا بر استاذه جمع ميبندند. گاهى در گفتگو، استاد را كه فارسى است بر وزن اساتيد جمع بستهاند. اوستاد و اوستا هم تلفظ شده است.
(١٧٦)- حسن خطاب و رد جواب: رويهم، علم محاضره را تشكيل ميدهد. علم محاضره، دانشى است كه چگونگى گفتگو با طبقات مختلف مردم و كيفيت پاسخگويى مناسب را مىآموزد.
(١٧٧)- آداب: جمع ادب و ادب در لغت بمعنى ظرافت است و از نظر روانشناسى، ملكهاى است كه دارنده خود را از موجبات نقص و زشتى دور ميدارد. آداب، مجموعه صفاتى است كه درخور شخص يا امرى باشد.
\* قاعده راجع به اجتماع دو همزه در جمع بر وزن افعال: اسمهاى مربى كه با همزه آغاز شود، در جمع بر وزن افعال، چون دو همزه جمع مىآيد همزه دوم به الف مبدل ميگردد مانند: آداب، جمع ادب و آثار، جمع اثر و آباء، جمع اب.
(١٧٨)- همگنان: با «گ» فارسى، مركب از هم ادات مشابهت و گن، بمعنى جنس، و الف و نون جمع. رويهم بمعنى همجنسان است و گن باerneg در فرانسه وredneg در انگليسى و جنس عربى و گنس در لاتين همريشه است.
همكنان، با ضم كاف بمعنى همكاران است. از موارد استعمال اين دو لفظ معلوم ميشود كه همكاران يا همجنسان بايد در صحنه حضور داشته باشند تا همگنان و همكنان بر آنان اطلاق گردد.
(١٧٩)- شمايل: مفردش شمال بكسر شين و شميله، بمعنى طبع.
(١٨٠)- شمه: بفتح شين و تشديد ميم، مصدر مرّه بمعنى بو كردن است. اما در فارسى بمعنى بهره اندك، استعمال ميشود.
(١٨١)- جبلت: با دو كسره و تشديد لام مفتوح بمعنى سرشت.
(١٨٢)- عاقبت گرگزاده گرگ شود ...
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مقيد مردّف.
عاقبت و كلماتى نظير آن از قبيل: آخر الامر و ابتدا، در فارسى، بعنوان قيد زمان استعمال ميشود. در حقيقت، حرف اضافه «در» پيش از اين الفاظ، حذف شده است.
اين بيت شايد اشاره به قصه كفتار باشد كه مردى به تربيتش همت گماشت و در آخر كار كفتار او را دريد و در عرب ضرب المثل شد. شاعر عرب گفته است:
|
و من يزرع المعروف فى غير اهله |
يلاق الّذى لاقى مجير امّ عامر |
|
ترجمه: كسى كه بشخص ناشايسته نيكى كند، به او آن رسد كه به پناهدهنده كفتار