شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٤٠ - حكايت«٤» طايفهاى دزدان عرب بر سر كوهى نشسته بودند
______________________________ (١٦٢)- متمكن: داراى مكان و مكانپذيرنده. (متمكن معنى ديگرى هم دارد و آن داراى مكنت و ثروت است، لكن آن معنى در اينجا مراد نيست).
(١٦٣)- كلّ مولود يولد على الفطرة فابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه، اصل حديث در تفسير مجمع البيان با اين عبارت ضبط است:
كلّ مولود يولد على الفطرة حتّى يعرب عنه لسانه فيكون ابواه هما الّذين يهوّدانه او ينصّرانه او يمجّسانه در جامع الصغير به روايت اسود بن سريع، عبارت حديث چنين است:
كلّ مولود يولد على الفطرة فيكون ابواه هما اللّذين يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه در سراج المنير، شرح جامع الصغير، بعد از «كل مولود»، عبارت: «من بنى آدم» اضافه شده است: معنى حديث چنين است: هر كودكى از فرزندان آدم، مطابق فطرت و آفرينش اصلى متولد ميشود تا آنكه زبان باز كند. آنگاه پدر و مادرند كه او را به آيين يهود يا نصارى يا به كيش مجوس درمىآورند. مراد از فطرت، عقيده به توحيد است و اشاره است به آيه ٣٠ از سوره روم:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ترجمه: روى خود را با ميل به حق، بجانب دين متوجه گردان و آن سرشت خدايى است كه مردم را موافق آن آفريده و هيچ تبديل و تغييرى براى آفرينش خدا نيست.
حديث كل مولود ... بواسطه اسود بن سريع از پيغمبر اكرم روايت شده و در كتابهاى مسانيد ابى يعلى و طبرانى و بيهقى ضبط است.
(١٦٤)-
|
پسر نوح با بدان بنشست ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مطلق مردّف.
بيت اول اين قطعه اشاره دارد به قصه طوفان نوح: هنگامى كه طوفان روى زمين را فراگرفت و نوح، نيكان را در كشتى جاى داد، يكى از پسران نوح كه صالح نبود دعوت پدر را نپذيرفت و گفت: به كوهستانى پناهنده خواهم شد. اما انديشه وى تحقق نيافت و دستخوش طوفان شد. حضرت نوح به خداوند عرضه داشت كه او فرزند من است. پاسخ آمد كه او بواسطه اعمال ناشايسته خود در زمره اهل تو نيست. بعضى نام اين پسر را، كنعان ضبط كردهاند و تورات او را از نوادگان نوح معرفى كرده. اين قصه در سوره هود از آيه ٤٢ تا آيه ٤٨ مذكور است.
(رجوع شود به مقاله نوح در اعلام قرآن از همين مؤلف).
در بعضى از نسخ آمده است: با بدان يار گشت همسر لوط ... الخ. در آنصورت، اشاره است به قصه لوط يكى از پيغمبران بنى اسرائيل كه داستانش در قرآن مجيد چندين بار آمده و از