شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٢٩ - حكايت«٢٠» جدال سعدى با مدعى در بيان توانگرى و درويشى
اضافه تخفيفى است.
\* قاعده راجع به اضافه: هرگاه حرف اضافه بسيط يا مركب ميان صفت و متمّم آن برداشته شود و صفت به متمم خود اضافه شود اين اضافه را، اضافه تخفيفى مينامند. مثال: مطلع اسرار، رونده صحرا. يعنى مطلع از اسرار، رونده به صحرا.
______________________________ (٢١١)- اگر ريك بيابان در شود چشم گدايان پر شود: تمثل.
پر شدن چشم گدايان و بازايستادن ايشان از توقع بر امر محالى معلق شده يعنى چون همه ريگهاى بيابان هرگز درنخواهد شد، چشم گدايان هم، هيچگاه پر نخواهد گرديد.
(محال بودن شرط در اينجا از دو جهت است يكى تبديل ريگ بيابان به در و ديگر استغراق اين فرض محال بقسمى كه شامل همه ريگها شود.
(٢١٢)-
|
ديده اهل طمع به نعمت دنيا ... |
فرد بر وزن شماره ٢٠.
(٢١٣)- مخوف: اسم مفعول از «خاف، يخاف» بمعنى ترسناك. آنچه از آن بترسند.
خوف و خشيه و هيبت كه بمعنى ترسيدن است گرچه بايد اصولا متعدى بواسطه باشد در عربى بصورت متعدى بيواسطه زياد استعمال شده است. بنابراين، اشتقاق اسم مفعول از آنها بى وساطت حرف جر جايز است.
(٢١٤)- توابع: نتيجهها، دنبالهها، جمع تابع.
\* قاعده راجع به جمع: وزن فواعل غالبا جمع فاعلة ميباشد لكن گاهى هم جمع فاعل است مانند: ظواهر، جمع ظاهر، بواطن، جمع باطن. شواهد، جمع شاهد.
(٢١٥)-
|
سگى را گر كلوخى بر سر آيد ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف موصول.
(٢١٦)-
|
وگر نعشى دو كس بر دوش گيرند ... |
مفاد اين بيت چنين است كه اگر جنازهاى بر دوش دو كس باشد شخص فرومايه حريص پندارد كه طبق خوردنى است و به اين طمع در پى آن مىافتد.
(٢١٧)- اما صاحب نعمت دنيا به عين عنايت حق ملحوظ است و به حلال از حرام محفوظ:
يعنى دارنده نعمت دنيا مورد توجه لطف الهى است و بواسطه داشتن مال حلال از دست زدن به وسيلههاى حرام محفوظ است.
(٢١٨)- عين: معنى عين در اينجا مجازى است و ميان عين و عنايت، شبه اشتقاق بچشم ميخورد.
(٢١٩)- ملحوظ: بمعنى نگاهشده مصدر آن لحظ. «لحاظ و ملاحظه» از اين ريشه است و معنى لحظه، در اصل، يكبار نگاه كردن بوده و بتدريج در معنى وقت اندك (يك چشم