شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٧١ - حكايت«١٩» چندانكه مرا شيخ اجل ابو الفرج بن جوزى رحمة الله عليه
آنها بيمارى خوره و پيسى است.
همچنين اشاره به حديث ديگر نبوى است كه رافع بن خديج روايت كرده:
الصّدقة تسدّ سبعين بابا من السّوء ترجمه: صدقه هفتاد در بلا و بدى به روى صدقهدهنده مىبندد. نظير اين حديث با عبارات گوناگون بسيار است.
______________________________ (٢١٠)- زارى: ميان زارى و زور، صنعت شبه اشتقاق ديده ميشود.
مفاد شعر اين است كه در روزگار آسايش و آرامش، فريادرس مردم مستمند و دلشكسته باش زيرا تسلى خاطر درويشان دافع بلا است و هنگاميكه سائل از تو با گريه و زارى چيزى طلب ميكند به او چيزى ببخش و حق او را بده. اگر چنين نكنى، زور ستمكار جانشين زارى و التماس خواهنده نزار خواهد شد. اين قسمت اشاره دارد به حديث نبوى: حصّنوا اموالكم بالزّكوة ترجمه: مال خود را بوسيله دادن زكات محفوظ نگاهداريد.
حكايت «١٩» چندانكه مرا شيخ اجل ابو الفرج بن جوزى رحمة الله عليه ...
(٢١١)- اجل: به تشديد لام، اسم تفضيل از جليل (بسيار پرجلالت). غالبا اسم تفضيل عربى را ما، در معنى مبالغه استعمال ميكنيم.
(٢١٢)- ابن الجوزى: مراد از ابن الجوزى در نظر اكثر، يوسف بن عبد اله مكنّى به ابو المظفر و ملقب به شمس الدين است ولى در متن بيشتر نسخههاى گلستان ابو الفرج ابن الجوزى ضبط شده. شمس الدين نوه دخترى ابن الجوزى اول، معروف است از اينرو او را به تركى قزاوغلى يعنى پسر دختر ميخواندند و در نزد عرفا به سبط ابن الجوزى يا ابن الجوزى دوم شناخته شده است. شمس الدين، اول مذهب حنبلى داشت و سپس به مذهب حنفى متوجه شد و كتابهايى در فقه حنفى نوشت. امّا جدش ابو الفرج جمال الدين عبد الرحمن ابن على بن محمد بكرى تميمى داراى مذهب حنبلى است. واعظى بنام و محدثى بزرگ است كه در گردآورى احاديث و در تفسير قرآن مجيد بيشتر عمر خود را صرف كرده و كتابهاى «تلبيس ابليس» و «الاذكيا» و «اعلام الاحياء باغلاط الاحياء» از او است و در كتابهاى خود بر آراء صوفيانه غزالى و احاديث منقوله در احياء علوم دين، اعتراضات فراوان وارد آورده است. ابو الفرج گويا باطنا به مذهب تشيع ميل داشته گويند: روزى هنگاميكه بالاى منبر بود كسى از او پرسيد از ابو بكر و على كداميك برتر است؟ گفت: افضلهما من كانت ابنته فى بيته. يعنى فاضلترين آنها كسى است كه دختر پيغمبر در خانه او باشد يا دختر او در خانه پيغمبر باشد. باز ميگويند: تعداد خلفا را از او پرسيدند: گفت: «اربع اربع اربع» تا برخى تكرار بشمار آرند و عدهاى تكرار را تاكيد پندارند.
ابو الفرج با هيجده واسطه نسبش به ابو بكر صديق ميرسد. وفات ابو الفرج به سال ٥٩٧ و وفات سبط ابن الجوزى بسال ٦٤٤ يا ٦٥٤ اتفاق افتاده و در قرن چهارم، فقيه ديگرى بنام ابن