شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢١ - قسمت چهارم - كيفيت تطور ادبيات
ثالثا لازم است كه سخنران بر قلمرو دلهاى شنوندگان حكومت يابد و در عواطف آنان تصرف كند و براى اينكار بايد وجود عواطفى كه خطيب ميخواهد در ديگران ايجاد كند در خودش ظاهر باشد تا چنانكه كنتىلىين گفته سخنش از دل برآيد تا بر دل نشيند (سخن كز دل برون آيد نشيند لاجرم بر دل).
٢- رشته سخن: ترتيب مطالب ادبى بسته بذوق و سليقه اديب است معهذا سيسرون يك خطابه را شامل هفت قسمت دانسته و مقام ترتيبى هركدام را معين ساخته است و در عين حال اجازه داده كه خطيب ذوق خود را در تنظيم مطالب بكار برد. قسمتهاى هفتگانه عبارتست از:
الف- مقدمه كه بسيار اهميت دارد و در حقيقت پذيرش گوينده يا نويسنده بسته بهمين برخورد اول است.
ب- تلخيص موضوع با تشخيص موارديكه منظور نظر خواهد بود.
ج- تقسيم موضوع.
د- حكايت و وصف موضوع.noitarraN
ه- اثباتnosiarorP
و- دفاع در مقابل ايرادات و اعتراضاتى كه ممكن است در اذهان شنوندگان مخالف بگذرد.
ز- استنتاج مشتمل بر تلخيص ادله و نتيجهگيرىnoisulcnoC
٣- كيفيت تعبير: سومين موضوعى كه بايد در خطابه ملحوظ گردد كيفيت تعبير است كه با رعايت ذوق شخص گوينده يا نويسنده «سبك») elytS (ناميده ميشود. گوينده يا نويسنده به منظور جالب ساختن موضوع سخن، صنايعى معنوى يا لفظى بكار ميبرد كه آنها را در اصطلاح اروپائىerugiF مينامند.
نكاتى كه سيسرون در فن خطابه بيان كرده بنظر ادباى زبانهاى زنده رسيده است و در دوره ساسانيان نويسندگان ايرانى با اين اصول آشنا بودهاند و پس از ظهور اسلام فن كتابت بوسيله يحيى بن عبد الحميد كه از اصل ايرانى بود بعرب آموخته شد و آنگاه ابن العميد كتابت عربى را كامل ساخت.
عربها در عهد جاهليت به ايراد خطابه دست زدند و بدانوسيله گاهى مردم را بجنگ واميداشتند و زمانى آنان را از جنگ و خونريزى مانع ميشدند. در صدر اسلام خطبههايى روان و رسا در همه موضوعات از جمله در مواعظ و حكم و تعليم دينى و برقرارى مساوات و الغاى عصبيت و مانند آن از طرف پيغمبر اكرم و اولياء دين ايراد ميشد. از قرن سوم هجرى به فنون ادبى توجه شد و بنابر مشهور عبد اللّه بن معتز عباسى علم بديع را وضع كرد و كمى بعد بر اثر