شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٠ - قسمت چهارم - كيفيت تطور ادبيات
به وسيله هزيود و ازوپ شروع ميشود و از خردمندان هفتگانه يونان نيز كلماتى قصار باقى است.
اما از نظر تاريخى نثر در زبان يونان با آثار فلسفى طالس و آناكزاگوراس و هراكليتوس بمنصه ظهور ميآيد و حكماى سده ششم هم بدون شك آثار فلسفى داشتهاند. از جانب ديگر در اين دوره سوفسطائيان روى كار مىآيند و آنان كه از هرعلمى طرفى بستهاند به يارى داوطلبان مشاغل سياسى كه در آن زمان لياقت و شايستگى نداشتهاند قيام ميكنند و چون انجام اين وظيفه تنها با نطق و بيان امكانپذير بوده خطابه و ادبيات وسيله انجام اينگونه مشاغل ميشود و در عين حال كه سير تكاملى ميكند از هدف خود منحرف ميگردد. خوشبختانه بزودى سقراط عليه سوفسطائيان نهضتى بوجود مىآورد كه بر اثر آن ادبيات و فلسفه از نو راه خود را به جانب هدف در پيش مىگيرد.
روش مامائى سقراط نوعى تازه در ادبيات خلق كرد كه همگان ميتوانند از آن بهرهور شوند اما چون تعليمات سقراط شفاهى بود هرگروهى از بيانات او بنحوى بهرهمند شدند و بهترين بهرهاى كه از حكمت سقراط حاصل آمد روش جدلى افلاطون بود كه فلسفه را با شعر آميخت و ايدهآل انسانى را تا سرحد مثال اول و صورت كلى جهان پيش برد و پاى زيبايى عشق را در جهان فلسفه باز كرد. پس از افلاطون معلم اول ارسطاطاليس در عين حال كه مباحث خشك منطقى را پايهگذارى ميكرد و كاخ حكمت را بر پايههاى منطق استوار ميساخت بهريك از شعر و خطابه هم بالاستقلال توجه كرد و از زمان وى خطابه كه برجستهترين و رايجترين نوع ادبيات بود صورت علمى بخود گرفت. بعد از ارسطو حكماى مشاء و رواقيون و فلاسفه ديگر در تحكيم بناى آن كوشيدند و سيسرون خطيب رومى بر فن خطابه بلكه بر همه فنون ادب حق بزرگى دارد.
در فن خطابه به سه موضوع بايد توجه شود:
١- ابداع) noitnevnI (
٢- نظم رشته سخن) niotisopsiD (
٣- كيفيت تعبير) noitucolE (
١- ابداع: از جهت ابداع، سخنور بايد سه مرحله را بپيمايد:
اولا بايد مطالب خود را با استدلالات تلطيف شده منطقى ثابت كند و در اينكار علاوهبر دلايلى كه مستقيما موضوع سخن را به اثبات ميرساند و در اصطلاح عمود ناميده ميشود سخنسراى بايستى از مطالب ديگر به عنوان اعوان استفاده كند و وقايع تاريخى و قضائى و داستانها را بيارى اصل موضوع بياورد.
ثانيا با خصال خاصى كه خطيب از خود نشان ميدهد بايد شنوندگان را به صداقت و صحت عقيده خود معتقد سازد.