شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٨ - قسمت چهارم - كيفيت تطور ادبيات
نشاطتر و خرمتر از جوانان نشان ميدهد تا هم اولويت نشاط را براى جوانان از روى قياس و دليل مبرهن سازد و هم در آنان تصورى نيرومندتر بوجود آرد كه از گذشت زمان و از تحول جوانى به پيرى نهراسند و تغيير صعودى ارزش خويش را در عرصه زمان نيكو بشناسند و بدانند كه هردم از عمر اگر نفسى ميرود و اگر پنجاه سال عمر در خواب و خيال ميگذرد باز پنج روزه عمر دريافتنى است و تا آخرين نفس آدمى بايد در راه نيكبخت ساختن خود و سعادتمند كردن ديگران تلاش كند و تا جان در بدن دارد از انجام وظيفه معاف نيست.
بطور كلى هدف ادبيات رفاه و تمتع نسل فعلى و ترقى و پيشرفت در راه زندگانى آينده و برنامهريزى براى بهتر زيستن نسلهاى آتى است و هنر اديب سخنپرداز در آن است كه بيارى تشبيه و تمثيل و استعاره دورنمايى از زندگانى گذشته و حيات آينده و زشت و زيبا و عيش و طپش كنونى براى مردم عادى سازد به قسمى كه همه معقولات در مقابل آنان به صورت محسوس درآيد و خود را در درياى عشق و صفا مستغرق بينند و با شناورى در آن درياى ژرف بيكران از ميان صدفهايى كه لمس ميكنند با معيار تشخيص و تميز گوهرهايى ارزنده گزينند كه در بازار اجتماع قابل عرضه باشد و با صرف آن سعادت هردو جهان بدست آيد.
قسمت چهارم- كيفيت تطور ادبيات:
براى ادبيات مانند بسيارى از پديدههاى اجتماعى نميتوان تاريخ آغاز معين كرد. آنچه مسلم است نخست آدمى احساسات خود را با سخنانى آهنگدار بيان كرده و بيگمان اين چنين سخنان مبين احساس كينه بوده و چون كينه هم در مقابل موانع از وصل محبوب حاصل ميشود بايد گفت كه ادبيات با عشق شروع شده و با نيروى عشق زنده است.
اما بايد ديد كه بشر به چه چيز مهر و كين ميورزيده است؟ جواب اين پرسش آسان است زيرا بشر ابتدايى مانند حيوانات ديگر پيرو غرايز خود بوده و لذا به هرچيزى كه يكى از غرايز او را ارضا كند عشق ميورزيده و از هرچه او را مانع از اجراى غرايز شود نفرت داشته است. در عين حال زندگانيش تحت سلطه طبيعت بوده و آثار طبيعى در حيات او منشأ سود و زيان شناخته ميشده از اينروى در مقابل منشأهاى آثار طبيعى كه بزعم خود تشخيص ميداده ميبايست زبان بستايش بگشايد و هراس يا سپاس خود را با كلماتى آهنگدار يا حركاتى موزون يا آوازى حزنآميز نشان دهد. اين منشأها را در اصطلاح «خدايان» ميناميم و ميدانيم كه خدايان در نظر انسان ابتدايى داراى صفات آدمى بودهاند منتهى هرخصلت نيك و بد در آنان شديدتر و كاملتر وجود داشته است و با قدرت عظيمى كه داشتهاند ميتوانستهاند به دوستان خود منفعت بسيار و به دشمنان خويش شرور بيشمار برسانند.
پس اولين موضوع ادبيات هرقوم ورد و دعا و حمد و ثناست كه به پيشگاه خدايان عرضه ميشده است تا مهر و توجه آنان جلب شود و اثر كين و تصميم انتقام از ايشان زايل گردد. بتدريج