شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٢٤ - تعليقات بر ديباچه گلستان
______________________________ (٣٠)- عصاره نايى:
عصاره: افشره، افشرده.
نايى: منسوب به «ناى». مراد از عصاره نايى، فشرده نيشكر است، در بعضى نسخهها بجاى «نايى» «نالى» آمده «نال» هم بمعنى نى است. عصاره تاكى ضبط مشهور است و تاك، هم بمعنى مطلق درخت و هم بمعنى درخت رز آمده.
(٣١)- شهد فايق:
شهد: عسلى كه از موم جدا نكرده باشند.
فايق: عالى، خوب، راجح. اسم فاعل و صفت مشبهه عربى. مصدر آن فوق و فواق است.
(٣٢)- تخم خرمايى ...
ياء در خرمايى ممكن است ياء نسبت گرفته شود تا با «نايى» قرينه باشد و همچنين ممكن است ياء آن، ياء نكره تشخيص شود و بر تحقير دلالت كند
بيمن «و به يمن» هردو صحيح است.
يمن: بمعنى بركت است و ميمنت و ميمون از همين ريشه در فارسى استعمال ميشود.
تربيت. مصدر است بمعنى پروردن و بالا بردن. اسم فاعل آن مربّى و اسم مفعول آن مربّى (پرورده) مربا كه نوعى غذا است در اصل با الف مقصور بوده و بتدريج صورت فارسى بخود گرفته است و ميتوانيم لفظ «پرورده» را بجاى آن بكار بريم و فى المثل بگوييم: سيب پرورده، به پرورده.
الفاظ اين قرينه تا «باسق گشته» با الفاظ قرينه پيش، هموزن و هم سجع است. بنابراين در دو قرينه، صنعت ترصيع بكار رفته.
نخل باسق: درخت خرماى بلند.
(٣٣)-
|
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند ... |
وزن شماره ١٥ با قافيه موصول.
مصراع اول اشاره به كريمه قرآنى دارد:
وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
\* قاعده راجع به مطابقه صفت و فعل با مسند اليه: هرگاه فعل يا صفتى كه به اشياء اسناد داده ميشود صفت و فعل مخصوص به جانداران باشد، فعل يا رابط با مسند اليه مطابقت ميكند يعنى اگر مسند اليه، در صورت جمع يا متعدد باشد، مسند به صورت جمع مىآيد. مثال:
|
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دركارند. |
(٣٤)-
|
نانى بكف آرى و بغفلت نخورى ... |
نان بكف آوردن: كنايه از تحصيل روزى است. حرف ياء در نانى از جهتى نشانه تفخيم