شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٠٠ - اجسام فلكيه
بودند كه از پانصد سال پيش از ميلاد تا ظهور اسلام قهرمان علوم بودند و همه امم را زير بال خود پروردند.
سيم- عرب و مقصود عرب بعد از اسلام است كه رصد و مشاهدات نجومى و قواعد آن را باعلا مدارج كمال رسانيدند و تا زمان غلبه نصارى بيمن دولت رسول صلّى اللّه عليه و آله وارث علوم بشرى شدند و فعلا همه معلومات نجومى نزد ما است.
در اينجا اشاره باصول حركاتى كه همه مشاهده كردند و آنان را باثبات افلاك تو در تو وادار كرد كه بغير آن ممكن نبود كافى است و پس از آن اهل زمان ما بوجهى حركات را توجيه كردند و افلاك را منكر شدند ذكر آن فعلا مقصود نيست.
نخستين حركتى كه مشاهده كردند طلوع و غروب آفتاب و ديگر كواكب بود و پيدايش شب و روز كه آن را البته محركى بايد كه يكنواخت همه را حركت دهد.
دويم حركت خورشيد كه ملاحظه كردند گاه بسمت الراس نزديك ميشود در ظهر تابستان و گاه دور ميشود مانند زمستان. و نيز ماه را ديدند اول ماه در طرف مغرب است و با خورشيد غروب ميكند پس از آن بتدريج غروبش تأخير مىافتد گوئى از مغرب بمشرق ميرود هر شب باندازه يك ذرع يا بيشتر. پس بايد براى حركت خصوص خورشيد و ماه دو محرك ديگر ثابت كرد و آنگاه پنج ستاره ديگر كه كلدانيان شناخته بودند يعنى عطارد و زهره و مريخ و مشترى و زحل جملگى را ديدند هر يك حركتى دارد مانند ماه از مغرب بمشرق و حركت آنها را مخالف هم ديدند در سرعت و بطء و مدار كه بايد هر يك محركى خاص داشته باشند وگرنه مانند هم حركت ميكردند آنگاه متأخرين يونان در ستارههاى ثوابت يعنى همه ستارگان غير آن هفت كه شمرديم حركتى ديدند بسيار بطى و بطلميوس چنان يافت كه هر يك در صد سال يك درجه بسوى شرق نزديك ميشوند و منجمين اسلام سريعتر از اين ديدند كه هر هفتاد سال يك درجه ميروند و منجمين فرنگستان عهد ما از اين هم اندكى سريعتر ديدند غير قابل اعتبار لا بد براى آن هم محركى بايد و همه اين حركات نهگانه مخالف هم هستند و چون انكار اين حركات ممكن نيست متأخرين يونان نه محرك براى نه حركت فرض كردند و هر يك