شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٩٢ - الفصل الثانى في الماهية و لو احقها
شمولها باعتبار واحد.
مسأله چهارم- مركب ناچار از چند جزء فراهم گشته بايد يكى از آن اجزاء بديگرى محتاج باشد چون اگر همه از يكديگر بىنياز باشند از آنها مركب حقيقى فراهم نخواهد شد مانند سنگى كه در كنار انسان نهاده باشند. اما اگر يكى محتاج باشد يا صورت است كه بماده محتاج است يا ماده كه بصورت محتاج است.
صورتى كه بماده محتاج است مانند لشكر است كه از افراد فراهم آمده و هيئت لشكر كه صورت است محتاج است بافراد اما افراد محتاج صورت نيستند و ماده كه بصورت محتاج است مانند هيولاى اولى در جسم كه بصورت محتاج است و بيان آن در محل خود خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى و جائز نيست دو جزء بيكديگر محتاج باشند از يك جهت و بيك اعتبار چون دور لازم آيد اما از دو جهت ممكن است مانند حاجت هيولى بصورت در وجود و حاجت صورت بهيولى در تشخص و در محل خود ذكر آن خواهد آمد ان شاء اللّه.
و هي قد تتميّز في الخارج و قد تتميّز في الذّهن.
اجزاء ماهيت گاه در خارج از يكديگر ممتازند مانند ماده و صورت خارجى و نفس و بدن و گاه در ذهن مانند جنس و فصل كه بيك وجود موجودند خواه در جوهر مانند انسان مركب از حيوان ناطق يا در عرض مانند سواد. مركب از رنگ و قابض نور بصر و إذا اعتبر عروض العموم و مضائفه فقد تتباين و قد تتداخل.
مركب نسبت باجزاء چند قسم است: يكى آنكه اجزاء متباين باشند و متشابه و همه وجودى باشند مانند عدد كه مركب از آحاد است.
دوم- متباين وجودى و غير متشابه مانند جسم مركب از ماده و صورت و عدالت مركب از حكمت و عفت. و خلقت (ريخت) تركيب از رنگ و شكل (رنگ و شكل دو صفتند