شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨١ - باطل بودن احباط
و اگر ممكن باشد چيزى ضد خود را نابود كند آن ضد ديگر ضد اولى را نابود نخواهد كرد چون معدوم شده است و اگر ممكن نباشد بلكه خود معدوم شود بر خلاف گفته كسانى است كه احباط را باطل ميداند و ما كه مخالف احباطيم گوئيم دو استحقاق ثواب و عقاب به هرحال هيچيك ديگرى را باطل نميكند و ضد يكديگر نيستند چنانكه گذشت.
و الكافر مخلّد و عذاب صاحب الكبيرة منقطع لاستحقاقه الثّواب بايمانه و لقبحه عند العقلاء.
مسأله هشتم- كافر هميشه در عذاب است و در آخرت نجاتى براى او نيست و مقصود از كافر كسى است كه انكار خدا كند يا براى او شريك قرار دهد و پيغمبر زمان خود را انكار نمايد و مسلمانان بالاتفاق چنين مرد را كافر گويند و در احكام شرعى ظاهرى كافر است خواه مقصر باشد يا نباشد و خواه كودكى نابالغ و اگر بظاهر اقرار بخدا و رسول كند نه در دل در ظاهر حكم مسلمان دارد اما نسبت بعقاب مخلد آخرت حكم چنين نيست كودك و كافر غير مقصر در عذاب نيستند و منافق فى الدرك الا سفل من النار است.
اما صاحب كبيره يعنى مسلمانى كه مرتكب گناه كبيره شود در او سه قول است:
گروهى از وعيديه خوارج او را كافر دانند و مخلد در عذاب و اماميه و اشاعره و بيشتر معتزله گويند مسلمان است اما معذب و عذاب او در آخرت قطع خواهد شد و بنجات خواهد انجاميد. گروه سيم مرجئه و آنها معتقدند مسلمان هر چه گناه كند عذاب ندارد و مانند عدول مؤمنين است و اين مذهب را براى تقرب بخلفاى بنى اميه اختراع كردند تا هم بلذائذ و قبائح و جور و ستم پردازند و هم محبوبيت داشته باشند نزد مسلمانان و كسى از آنها بدگوئى نكند. شارح علامه فرمود بايد ابتدا معنى كبيره و صغيره را بيان كرد و فرق ميان آنها معين نمود و چند معنى براى صغيره و كبيره