شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٧٩ - باطل بودن احباط
نيست يعنى اگر كافر هم از دنيا برود مستحق ثواب است و گروه دوم گويند استحقاق در آخرت است و گروه سيم آنكه هنگام مرگ است و بر اين دو قول آن كه كافر مرد مستحق ثواب نيست و گروه چهارم گفتند هنگام طاعت مستحق ثوابند بشرط آنكه علم خدا تعلق گرفته باشد كه با ايمان ميميرند و اگر علم خدا بآن تعلق نگرفته استحقاق ثواب در آخرت است.
[باطل بودن احباط]
و الإحباط باطل لاستلزامه الظلم و لقوله تعالىفَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ.
مسأله هفتم در احباط و تكفير. بايد دانست كه در هيچيك از آيات قرآن احباط بمعنى اصطلاحى اهل كلام وارد نشده است مانند تيمم و غسل و آنها كه بآيات متضمن لفظ احباط و حبط تمسك كردند باين جهات و نكات توجه ننمودند.
احباط آن است كه مكلف عملى صحيح بجا آورد مطابق شرائط و دستور الهى هنگامى كه از او عمل پذيرفته است و ثواب بر آن مترتب شده اما بسبب گناه متأخر ثواب باو ندهند با آنكه مستحق بود و تكفير آن است كه كسى نافرمانى خدا كند و مستحق عقاب شود و براى عمل ثواب استحقاق عقاب باطل شود و بعضى از اهل ظاهر و غير محقق آن را جائز شمارند اما محققان كه باصول مذهب مقيدند آن را باطل دانند و عمده سخن در احباط است يعنى باطل شدن ثواب نه تكفير لذا مؤلف بر احباط اكتفا فرمود.
جماعتى از معتزله كه احباط را جائز دانستند مانند ابو على گفتند چون گناه بيايد ثواب را محو ميكند و خود عقاب ميماند مانند ضدى كه ضد ديگر را ميبرد و ابو هاشم گفت محو ثواب يا محو نشدن به بيشتر بودن ثواب و عقاب است اگر عقاب گناه بيشتر است ثواب را باطل ميكند و باندازه ثواب باطل شده از خود عقاب هم باطل ميشود و زائد آن ميماند و اگر ثواب بيشتر باشد عقاب را ميبرد و باندازه عقاب از خود او باطل ميشود و زيادتى آن ميماند و اگر مساوى باشند نه عقاب ميماند و نه ثواب و اين قول