شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٧٧ - ثواب و عقاب
ترك القبائح و أهل النّار يلجئون إلى ترك القبيح
هيچيك از مردم بهشت كه رتبه دارند بر بالاتر از خود رشك نميبرند و طالب بيش از آن رتبه كه دارد نيستند تا گمان نبرى كه همين غم و اندوه كم و بسيارى نعمت و آرزوها در آنجا مردم را آزار ميدهد و نظير آن در اين جهان هم هست كه هيچگاه توانگران آرزو نميكنند كاش علم ابو على سينا را داشتند و ابو ذر غفارى غم آن نميخورد كه دولت بخت نصر ندارد در بهشت چنان شادند به نعمتها و شكر آن نعمت بر آنها چندان شيرين و مطبوع است كه از مناجات با او لذت ميبرند نظير شب زنده داران كه تهجد بر آنها شيرين و لذيذ است و طالبان علم كه از حل مسائل غامضه لذت ميبرند.
در بهشت مردم ميل بقبائح نميكنند و اما اهل جهنم باجبار مرتكب قبائح نميشوند پس در آخرت مطلقا قبيح نيست. شراب آنجا بد مستى نميآورد و عقل را نميبرد و آواز آنجا لهو نيست.
و يجوز توقّف الثّواب على شرط و إلّا لا ثيب العارف باللّه تعالى خاصّة
كسى كه ايمان بخدا دارد اما ايمان به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ندارد عملى كه ميكند و آن را خير مىداند مانند يارى مستمندان و نجات بيچارگان از مهلكه و مانند آن البته عمل خير او بحكم عقل است نه حكم شرع چنانكه در جاهليت بسيارى از كفار اعمال خير ميكردند بلكه در همه طوائف اينگونه مردم نيكوكار هستند و در اينكه عمل آنها ثواب دارد يا ندارد خلاف است جماعتى گويند ثواب متوقف بر هيچ شرط نيست هر كس تحمل مشقتى كرد و خداشناس بود و براى رضاى خدا كرد مستحق ثواب است و حكم عقل قابل تخصيص نيست و جماعتى گويند ممكن است ثواب متوقف بر شرطى باشد يعنى در شرع شرط ثواب را چيزى قرار دهد كه عقل بدان راه نداشته باشد پس كسى كه ايمان به پيغمبر ما ندارد عملش ثواب ندارد اگر چه در راه خدا كرده است و مؤلف اين مذهب را