شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٧٦ - ثواب و عقاب
نداشته باشد كيست و براى چه او را عقاب ميكنند قبيح و غلط و مخالف آيات قرآن است مگر كسى بگويد بعضى اجزاء بدن بدون روح هرگاه با هم جمع شوند همه آن خاطرات را بياد دارند اگر چه حشراتى كه از بدن مردگان پديد مىآيند خاطرات مرده را ندارند و اينها تكلفى است بيهوده و هم موافق عقل و هم بر طبق منقول روح برمىگردد.
و يجب دوامهما لاشتماله على اللطف و لدوام المدح و الذّمّ و لحصول نقيضهما لولاه.
ثواب و عقاب هر دو بايد دائم باشند چون در دوام لطف است يعنى وقتى مكلف بداند در اطاعت ثوابى است كه هرگز بپايان نميرسد و در معصيت عقابى همچنين بيشتر سبب تقوى و پرهيزكارى او ميشود.
ديگر آنكه مدح نيكان و مذمت بدكاران هميشگى است ثواب و عقاب هم هميشگى است چون از مدح و ذم دائم دوام استحقاق عمل معلوم ميشود.
ديگر آنكه اگر ثواب منقطع باشد و مكلف بداند اين خود عذابى است و عذاب كه بپايان رسد و مكلف بداند اين خود نعمت است پس هر يك بضد خود منتهى ميشود.
و يجب خلوصهما و إلّا لكان الثّواب أنقص حالا من العوض و التّفضّل على تقدير حصوله فيهما و هو أدخل في باب الزجر
ثواب نبايد آميخته با چيزى اندوه آور و غمانگيز باشد و عقاب نيز نبايد آميخته با لذت باشد زيرا كه ممكن است عوض و تفضل خالص باشند و اگر ثواب خالص نباشد از اين عوض و تفضل خالص پستتر است و بايد ثواب از هر عوض كه فرض كنيم بهتر باشد.
عقاب هم اگر مشتمل بر لذت نباشد بهتر ممانعت از معصيت ميكند.
و كلّ ذى مرتبة في الجنّة لا يطلب الأزيد من مرتبته و يبلغ سرورهم في الشّكر إلى حدّ انتفاء المشقّة و غنائهم بالثّواب ينفى مشقّة