شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٥٨ - امامت ائمه دوازدهگانه
بايد دانست كه ما بر حسب قواعد علم كلام صفاتى براى امام ثابت ميكنيم كه عقل غالب مردم تا آن حدود ميرسد، و مسأله ديگر ولايتى است كه اهل اللّه ميگويند در هر زمانى وجود ولى لازم است و آن از علوم ديگر است غير كلام و ما بايد آن ولايت را بمضامين روايات ثابت كنيم و آن غير ولايت بمعنى امامت ظاهرى است و هر كس رواياتى كه در اوصاف ائمه وارد شده تتبع كند يقين حاصل خواهد كرد كه ولايت بهمه معانى در آنها بود تا خاتم الاولياء و الأوصياء كه ولايت بدو ختم گرديد و اگر كسى تكلف نورزد و بنا بر بيهودهگوئى نگذارد هرگز تعقل نميشود كودكى چون امام على نقى عليه السّلام در شش سالگى و يا مانند امام محمّد تقى عليه السّلام در نه سالگى مقتداى خلق گردد و جماعتى دعوى علوم اولين و آخرين درباره آنها كنند و دشمنان قوى بسيار در صدد رسوا كردن آنان برنيايند و اگر ولايت در آنها نباشد اين امور معقول نيست.
و محاربو على كفرة و مخالفوه فسقة.
مسأله هشتم- در احكام مخالفين شارح علامه فرموده محارب على كافر است چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اى على آنكه با تو جنگ كند با من جنگ كرده است و بىشك كسى كه با پيغمبر جنگ كند كافر است و گاه شبهه ميشود كه آن حضرت با اهل جمل و نهروان معامله كفار نكرد و حق آن است كه اين مسأله فعلا محل ابتلاى ما نيست، زيرا كه فعلا نه امير المؤمنين عليه السّلام موجود است و نه معصومين از اولاد او ظاهر و در اين عهد هر كس منكر يكى از ضروريات دين باشد دانسته كافر است از جمله امامت و خلافت و فضل و منقبت امير المؤمنين عليه السّلام.
اما مخالفون آن حضرت در امامت يعنى او را اصلا امام ندانند يا امامت خلفاى پيش از وى را نيز ثابت كنند و او را پس از آنها امام شناسند مانند اهل سنت و زيديه و بلفظ جامع هر اعتقاد واجب كه انكار آن بانكار توحيد و رسالت نيانجامد اگر كسى بىتقصير آن را منكر شود چيزى بر او نيست و اگر بتقصير منكر باشد فاسق است مثل آنكه نداند امام موسى بن جعفر عليه السّلام امام هفتم است يا نداند دين عيسى عليه السّلام در زمان او حق