شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٠٠ - اعجاز قرآن
كه تا ابد باشد بماند و او روح حق است (انتهى كلام خواجه عليه الرحمه بتلخيص)،
امام فخر رازى بعادت و طريقه خويش در اين مقام نيز تشكيكاتى آورده است كه ميتوان گفت شبهات يهود و نصارى كه در دين اسلام كردهاند اقتباس از اوست الا آنكه امام براى توضيح و تحقيق ذكر تشكيكات كرده است و يهود و نصارى براى اعتراض و ردّ، از جمله در كتاب محصل گويد معجزات آن حضرت متواتر نيست و نقل آحاد يقين نمىآورد و تواتر معنوى هم در آن معجزاتى كه بآنها توان معجزه گفت و دليل رسالت قرار داد ثابت نشده چون همه آنچه در دلائل النبوه مىآورند معجز نيست، جوشيدن آب از ميان انگشتان آن حضرت معجز است و امثال آن بسيار كم است و ديگر منقولات را از امور عادى و اتفاقى توان دانست مانند اخبار از فتح و فيروزى كه بامت ميداد و آن را حمل بر آن ميتوان كرد كه رؤساى لشكرى هميشه به پيروان خود وعده ميدهند و آنها را دلگرم ميگردانند و اگر بر خلاف آمد گويند هنوز وقت غلبه نشده و عاقبت ما غالب خواهيم شد و ديگر آنكه شايد بعضى نفوس قوه دارند كه همه افراد انسان ندارند مىتوانند بر آينده مطلع شوند.
و در دلائل النبوة براى تأييد نبوت آن حضرت از شق و سطيح اخبارى آورد كه در حقيقت تضعيف و سست كردن نبوت آن حضرت است گفتند دو تن از كاهنان جاهليت خبر از آمدن پيغمبر دادند و معاند گويد پس غير پيغمبران هم ممكن است خبر از غيب بدهند و اخبار غيب كه خود پيغمبر داده است دليل نبوت او نيست.
و آنچه از خواجه عليه الرحمه نقل كرديم بيهوده بودن همه اين شبهات را معلوم ميگرداند.
[اعجاز قرآن]
و إعجاز القرآن قيل لفصاحته و قيل لاسلوبه و فصاحته معا و قيل للصّرفة و الكلّ محتمل.
مسألهايست غير لازم و اگر ندانيم استدلال ما را بر نبوت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله زيان نرساند از اين جهت خواجه فرمود همه اين احتمالات ممكن است چون ميدانيم قرآن را پيغمبر