شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٨ - حادث و قديم
اولين موجود است قديم گويند و فرق ميان اين دو تفسير پس از اين معلوم خواهد شد ان شاء اللّه تعالى.
]حادث و قديم]
و السّبق و مقابلاه إمّا بالعلّيّة أو بالطّبع أو بالزّمان أو بالرّتبة الحسّيّة أو العقليّة أو بالشّرف أو بالذّات و الحصر استقرائي.
سبق و تقدم يعنى پيش بودن دو معنى مقابل دارد يكى تأخر يعنى پس بودن و ديگر معيت يعنى با هم بودن حكما گويند باستقراء و تتبع يافتيم كه اين سه مفهوم بر- پنج وجه استعمال ميشود پس اقسام تقدم و معيت و تأخر پنج است.
اول تقدم بعليت مانند مقدم بودن حركت انگشت بر حركت انگشترى. با اينكه ميان اين دو حركت فاصله زمانى نيست و هر دو با هم حركت مىكنند باز حركت انگشت مقدم است و اگر كسى بگويد انگشترى حركت كرد پس از آن انگشت، غلط گفته است و اگر بگويد انگشت حركت كرد پس از آن انگشترى صحيح است چون علت مقدم بر معلول است و اگر بگويد چراغ روشن شد پس خانه روشن گشت صحيح است و اگر گويد خانه روشن شد پس از آن چراغ، صحيح نيست.
دويم مقدم بودن بطبع مانند مقدم بودن يك بر دو و جزء بر كل چون اگر جزء نباشد كل موجود نميشود اما اگر كل نباشد شايد جزء موجود باشد و فرق آن با تقدم بعلت آن است كه در علت وجود مقدم كافى است تا مؤخر موجود شود اما در تقدم بطبع كافى نيست، بسا جزء موجود باشد و كل موجود نشود.
سيم تقدم در زمان مانند مقدم بودن موسى عليه السّلام بر عيسى عليه السّلام.
چهارم تقدم در رتبه يا در رتبه حسى چنانچه مسافر گويد قم مقدم است بر كاشان و كاشان بر اصفهان يعنى هر كس كه از تهران باصفهان رود، يا در مجلس گويند زيد بر- عمرو مقدم نشسته بود يعنى در نزديكى بصدر مجلس. يا در رتبه عقلى چنانكه گويد جنس