شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٧١ - عوض و احكام آن
و پلنگ باشد باز كسى ضامن ديه او نيست و معنى آن نيست كه عوض تمكين بر خدا واجب نباشد زيرا كه خداى در اين حيوانات ميل بدرندگى قرار داده است و عقل ندارند تا مكلف شوند و انسان پيش آنها ضعيف است و آنها مسلط پس بايد خدا عوض دهد و سخنان بيهوده بسيار از معتزله نقل كردهاند كه قابل نقل نيست.
بخلاف الإحراق عند الإلقاء في النّار و القتل عند شهادة الزّور.
اگر كسى ديگرى را در آتش بيندازد و آتش او را بسوزاند عوض بر خدا نيست بلكه بر آن كس است كه بنده را در آتش انداخت و اگر كسى شهادت دروغ دهد و بشهادت او بىگناهى كشته شود عوض بر شهود است و بايد آنها خونبهاى او را بدهند و بر قاضى حرجى نيست چون حكم او بقتل مطابق حكم الهى بوده است و بر خدا است انتقام مظلوم را از ظالم بگيرد.
و الانتصاف عليه تعالى واجب عقلا و سمعا.
بر خدا تعالى است داد مظلوم از ظالم بگيرد مانند پدرى كه ولى اولاد است و مؤلف فرمود هم بدليل عقل واجب است چون خدا ظالم را تمكين داده و مسلط كرده است بر حسب مصالحى كه خود دانست و مردم را مختار آفريد و هم بدليل نقل واجب است چون خدا در قرآن فرمود خدا ميان بندگانش حكم ميكند.
فلا يجوز تمكين الظّالم من الظّلم من دون عوض في الحال يوازى ظلمه.
چون انتقام واجب است جائز نيست خداى تعالى دست ظالم را بظلم بگشايد و او را تمكين كند از ظلم مگر آنكه در همان حال تمكين عوضى برابر با ظلم بر وى واجب كند و چون اين سخن بظاهر درست نمىآيد زيرا كه بسيارى از ستمكاران روزگار مانند