شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٦٩ - عوض و احكام آن
بقصد قربت و بىاجر گذاشتن او قبيح و ظلم است بروى و در يكى از اوراق يادداشت خود ديدم و بخاطر ندارم كه از كجا نقل كردهام كه بعضى فقهاى عصر اخير گويند چنين عمل ثواب ندارد و خود گوينده مدعى است كه عقل بالاستقلال حكم ميكند كه هيچ مشقت در راه خدا ثواب ندارد مگر بواجب نفسى منتهى شود و ثواب براى واجب نفسى است و آيات قرآن و روايات كه دلالت بر اصول مذهب ميكند تأويل كرده است و بنظر ما چيزى كه بر خلاف اصول مذهب است قبول نتوان كرد چون مذهب ما عدل است و مقدمه واجب كه سبب آن امر خداست و بقصد قربت انجام دهند هر چند منتهى بخود واجب نشود ثواب دارد بلكه عمل نيمه تمام مانند روزه ماه مبارك رمضان كه نزديك غروب بدون تقصير مكلف باطل شود مانند حيض و سفر و بيمارى و موت و غشى نيز ثواب دارد و حج نيمه تمام هر چند قضاى آن واجب باشد نيز استحقاق ثواب دارد و عجب است كه مرد عاقل گويد زنى در گرماى تابستان هفده ساعت روزه گيرد و از تشنگى طاقتش نماند نزديك غروب ناگهان حيض شود روزهاش باطل گردد همه رنج و تكلفى كه بر خود هموار كرده است بىاجر و ثواب است و مدعى شود عقل بالاستقلال باين حكم ميكند و حق آن است كه اين گونه دعاوى قابل نقل و اعتنا نيست اوقات شريف را باين اباطيل تباه نبايد كرد.
و يستحقّ عليه تعالى بإنزال الآلام و تفويت المنافع لمصلحة الغير و إنزال الغموم سواء استندت إلى علم ضرورىّ أو مكتسب أو ظنّ لا ما تستند إلى فعل العبد و أمر عباده بالمضارّ و إباحته و تمكين غير العاقل.
مقتضاى عدل الهى است كه هر آزار و آسيب و رنجى بانسان رسد از طرف خداى تعالى همه آن را عوض دهد تا نعمت او بر بندگان برابر يكديگر شود و تفاوتى نباشد مگر بر حسب قابليت خود بندگان زيرا غير قابل نعمت قابلان را نميخواهد و هرگز مردم عادى آرزو نميكنند مشكلترين مسائل رياضى را بتوانند حل كنند و چون آرزوى آن ندارند