شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٦١ - لطف واجب است
حرام شد مردم بيشتر و بهتر پرهيز ميكنند. و حدود معاصى لطف است زيرا كه وقتى زانى احتمال دهد كه شايد گناه ثابت شود و او را حد بزنند از آن تنفر بيشتر دارد، و اگر شراب را بگويند نجس است مانند بول و غايط نفرت از آن بيشتر است و اينها لطف است و اگر نگويند نجس است گرچه تكليف و حجت تمام است اما لطف نيست، فرستادن پيغمبر و كتاب در چيزى كه عقل حكم بآن نميكند مانند روزه ماه رمضان و چهار ركعت نماز ظهر لطف نيست زيرا كه تمكن از اطاعت توقف بر آن دارد كه خدا بگويد و خلقت آب براى وضو لطف نيست چون بىآب امكان ندارد كسى وضو بگيرد، باطل كردن شهوت لطف نيست زيرا كه مكلف بترك فحشا مجبور ميشود و بالجمله در لطف شرط است كه شرط تمكين نباشد و الجاء و اجبارهم نياورد.
مرحوم ملا نظر علي طالقانى كه از شاگردان شيخ مرتضى بن امين انصارى عليه الرحمه بود و در علم كلام يد طولى داشت در كتاب كاشف الاسرار فصل چهار از توحيد در وجوب هر لطف بر خدا سخن بتفصيل آورده و ثابت كرده است چنانكه در كتابى بدان گونه تفصيل نديدم گويا اهل زمان خود را محتاج بدان شرح ديده است و در آنجا گويد اجماع اماميه قدس سرهم و ضرورت مذهب ائمه عليهم السّلام است و اگر در بعضى خصوصيات اين قاعده بعضى از فقها را تمجمجى باشد ضرر ندارد بعد از اتفاق همه كتب در اصول و فروع بر اصل قاعده في الجمله با آنكه بيارى قائم عجل اللّه فرجه اثبات موجبه كليه نمائيم بطورى كه بديهى شود و بر تو هويدا گردد كه تأمل بعضى در بعضى از افراد و خصوصيات اين قاعده شريفه ناشى از سرعت سير و قلت تأمل است انتهى.
و در آخر فصل نيز گويد بعضى شبهات بجهت نفى ايجاب كلى انداختهاند همانا مانند شبهات ديگر است كه در مقابل قطعيات عقليه و بديهيات حسيه انداختهاند تا آنكه گويد پناه ميبرم بخدا از امثال اين گمانها و از تأمل و ترديد در اينگونه مطلبها انتهى.
و در ضمن اين فصل همه گونه استشهاد عالمانه و عاميانه آورده است كه هر كس بخواند براى او شبهه نمىماند.