شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣١٦ - در تعريف علم و اقسام آن
است با اعتقاد باينكه غير آن نميباشد، و بعضى گفتند علم اعتقادى است كه موجب آرامش نفس و سكون خاطر باشد. سيد مرتضى رحمه اللّه و شيخ طوسى در عده چنين تعريف كردند و شيخ رحمه اللّه صريحا فرمود تقليد از علم خارج است چون موجب سكون نفس و اطمينان خاطر نيست. بنابراين مقصود آنان همان تصديق جازم است كه بتشكيك و تأمل زائل نشود و ظن و امثال آن بنظر آنان علم نيست و بعضى از اهل حديث گويند ظن قوى هم در شرع علم است و كلام سيد مرتضى رحمه اللّه را بر آن حمل كردند چون ظن قوى نيز سبب سكون و آرامش دل و اطمينان نفس است.
و علامه شارح فرمود اين دو تعريف هر دو ناقص است زيرا كه شامل تقليد ميشود و تقليد علم نيست چون مقلد اعتقاد بچيزى دارد و اعتقاد دارد كه غير آن نيست و بآنچه ياد گرفته است آرامش دل دارد و ما گوئيم بسا اوقات كسى از اسباب موجب ظن اعتقاد پيدا كرده مانند دهريان كه نيافتن و نديدن را دليل نبودن گرفتهاند و خداوند تعالى اعتقاد آنها را ظن ناميد چنانكه گذشت.
و يقسمان الضّرورة و الاكتساب.
تصور و تصديق يا ضرورى و بديهى هستند يا نظرى و كسبى.
و لا بدّ فيه من الانطباع.
مسأله سيزدهم- شرط است كه صورت اشياء در ذهن عالم منطبع گردد يعنى نقش بسته شود تا آن را درك كند و بعضى گفتند لازم نيست چيزى در ذهن عالم ثابت شود بلكه ارتباط حواس او با اشياء خارجى كافى است و جواب اين است كه بسيار چيزها درك ميكنيم كه در خارج نيستند و ارتباط و اضافه با آن ممكن نيست و تفصيل اين مطلب خواهد آمد ان شاء اللّه.
في المحلّ المجرّد القابل.
باستقراء و تجربه دانستهايم كه موجودات جسمانى و مادى صفات و نقوشى كه در