شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢١٣ - اجسام عنصرى
بيشتر حكما معتقد بودند كه مزاج هر چه معتدلتر باشد آمادگى آن براى صورت كامل بيشتر است. مراد از معتدل آن است كه درست در حد وسط ميان كيفيات متضاده باشد در حرارت معتدل ميان آتش و خاك يا آب و در يبوست معتدل ميان خاك و هوا و آنكه معتدل نباشد يكى از عناصر را بيش از ديگرى دارد و چون بيش و كم بودن احتمالى محدود نيست بلكه هر بيشى بيشتر از او هست و هر كمى كمتر از او هست پس اندازه عناصر در هر مزاج غير محصور است و شايد بعضى عناصر در بعضى مركبات نباشد و اين امزجه غير محصوره بر حسب آنكه دور از اعتدال باشد يا نزديك استعدادى خاص دارند و بسبب استعداد خاص صورتهاى گوناگون و غير متناهى پديد مى آيد.
آن صورتها كه بسبب استعداد مزاج پديد مىآيد بعضى خاصيتشان حفظ عناصر است از تلاشى و تفرق مثلا عقيق و ياقوت و بسيارى معادن ديگر كه مركبند از عناصر مختلف مزاجى براى آنها حاصل شده كه نميگذارد عناصر از هم بپاشند با آنكه اگر صورت معدنى نبود زود پراكنده ميشدند صورت ياقوتى آن را بجبر نگاهداشته.
بعضى سبب نمو و تغذيه ميشود مانند نبات و بعضى حركت و حس دارند مانند حيوان و همه بواسطه استعداد مزاج و صورت تازه پديد آمده است.
تأثير مزاج در استعداد مسلّم است اما آنكه اشياء كاملتر مزاج معتدلتر دارند محتاج بتأمل بيشتر است.
مع عدم تناهيها بحسب الشّخص و إن كان لكلّ نوع من المركّبات مزاج ذو عرض له طرفا إفراط و تفريط و هى تسعة.
مزاج در هر فرد از افراد يك نوع مخالف مزاج فرد ديگرى است چنانكه تخطيط صورت در هر كس خاص باو است كه شناخته ميشود، اما نوع آن افراد مزاجى عريض دارد كه شامل همه افراد غير متناهيه ميگردد مثلا افراد انسان هر يك مزاج خاص خود دارد مخالف ديگرى و همه اين مزاجها در حدود مزاج خاص انسان است و اگر از آن حد خارج