شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢١١ - اجسام عنصرى
متشابهة الكلّ متوسّطة هى المزاج.
كيفيت هر يك از عناصر با ديگرى مخالف است مثلا حرارت يكى در ماده ديگرى تأثير ميكند و سورت برودت آن را ميشكند بالعكس نيز پس حرارت هر دو متوسط و متساوى ميشود و آن كيفيت متوسط را مزاج گويند پس آب و خاك بهم آميخته را مزاج نميگويند هر چند كه امتزاج است چون شدت هيچيك شكسته نشده و خاصيت تازه پديد نيامده اما اگر آب و خاك درخت و گياه شود مزاج است.
مركبات اگر مدتى صورت تازه خود را حفظ كنند مانند معدن و نبات آن را تام مينامند و اگر حفظ نكند مانند ابر و مه و دود غير تام نامند.
مع حفظ صور البسائط.
چون عناصر با يكديگر مركب شوند و مزاج تازه پديد آيد خواص بزرگ و فوائد عظيم از آن برخيزد كه از عناصر بر نميخاست مانند روئيدن نبات و حركت حيوان و خواص طبى ادويه و آثار صنعتى ديگر ناچار بايد گفت چيزى افزوده شده است در مركبات كه در بسائط نبود و نيز ميدانيم عناصر بسيط هنوز در مركب باقى هستند و باين جهت وقتى بقرع و انبيق تجزيه كنيم آن عناصر بسيط از هم جدا ميشوند پس صور عناصر محفوظ است با آنكه صورت تازه بر آن افزوده است و در كيفيت جمع ميان اين دو صورت خلاف است: بعضى گويند صور عناصر باطل شد و صورت جديد براى مركب پديد آمد و اين قولى عجيب بر خلاف بديهه و حس است و ابو على بن سينا از وجود چنين قول از بعض عقلاى جهان شگفتى نموده است. قول ديگر آن است كه هم صور عناصر باقى است و هم صورت ديگر پديد آمده چنانكه صورت حيوانيت در جانور زنده منافى صورت استخوان در بعضى اعضاء او نيست و بسا صورت حيوانى زائل شود و صورت استخوان در بعض اعضاء بماند.
صدر المتالهين قدس سرّه گفته است صورت كل يكى است و صور عناصر در صورت كل مستهلكند مانند علوم تفصيلى در علم بسيط اجمالى همچنانكه حرارت در تركيب