شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٠٥ - اجسام عنصرى
چنانكه فرعون گاو فربه را ديد كاوان لاغر را پاره پاره كردند بخرق نبود بارى افلاك بنظر آنان اصلا قابل جدا شدن و بهم پيوستن نيست نه بنرمى و نه بسختى و باصطلاح علمى از مقسم خارج است و نظير آن باصطلاح امروز اتر است در فضاى خالى و چنانكه گفتيم اكثر صفات افلاك را در اتر ثابت ميكنند.
شفّافة.
جسم فلك شفاف است و در اول فصل بتفصيل گفتيم و البته مقصود جرم فلك است نه كواكب آن زيرا كه حكما ميدانستند كواكب يكديگر را ميپوشانند يعنى كسف ميكنند و ترتيب آسمانها را از همين كسف دانستند مثلا ماه كواكب را كسف ميكند حتى خورشيد را پس معلوم ميشود از همه كواكب بما نزديكتر است و عطارد زهره را كسف ميكند يعنى هرگاه در يك نقطه آسمان با هم جمع شوند عطارد زهره را ميپوشد و همچنين مريخ مشترى را و مشترى زحل را و اگر شفاف بودند كسف نميكردند و عجيب است كه شارح علامه بدين نكته توجه نفرمودند و بر شفافت افلاك ايراد كردند.
]اجسام عنصرى]
و أمّا العناصر البسيطة فأربعة كرة النّار و الهواء و الماء و الأرض و استفيد عددها من مزاوجات الكيفيات الفعليّة و الانفعاليّة.
مسأله دويم- عناصر يعنى اجسام بسيط چهارند آتش و هوا و آب و زمين.
بدان كه حكما چنان يافتند كه بعض اجسام عنصرى منحل ميشوند باجسام ديگر مانند گوشت و ميوه و چوب و امثال آن چندى كه بر آنها بگذرد تغيير صورت ميدهند و از آنها اجزائى بصورتهاى ديگر پديد مىآيد و غالبا صورت خاك از آنها ميماند اما بعضى را نديدند بصورتهاى ديگر تجزيه شود مثلا آب و هوا را نديدند تجزيه شود اما ديدند تبديل بصورت ديگرى شوند يعنى آب بخشكد و بصورت هوا درآيد آنكه قابل