شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٨٥ - مكان طبيعى
اهل عصر ما كه بناى علمشان بر تجربه است و در امور عقلى دقت وافى نميكنند در مكان طبيعى رأيى اظهار نكرده آن را بابهام گذاشتهاند و يا مانند قدماى يونان باحتمالات بىشاهد و دليل اكتفا كردهاند و بحث در آن مناسب اينجا نيست.
بهر حال ميدانيم جسم مكان طبيعى دارد و اگر عناصر اربعه كه قديم ميگفتند صحيح نباشد منافى اين حكم كلى نيست چون عنصر هر چه باشد مكان طبيعى ميخواهد.
و پيش از اين گفتيم ثابت بن قره رأيى موافق قول اهل زمان ما داشت (صفحه ١٤٥) و در شوارق مفصلا نقل كرده است.
فلو تعدد أنتفي
اگر مكان طبيعى يا هر چيز كه مقتضاى طبيعت باشد از يكى بيشتر باشد آن را مقتضاى طبيعت نتوان شمرد. اگر جسمى دو مكان طبيعى داشته باشد و در يكى قرار گيرد اقتضاى مكان ديگر را نخواهد كرد پس آن مكان ديگر طبيعى نخواهد بود.
و مكان المركّب مكان الغالب أومأ اتفق وجوده فيه
هرگاه جسمى مركب از چند عنصر سبك و سنگين باشد مانند چوب كه در آن عنصر هوا غالب بر آب و خاك است در مكان تابع غالب خواهد بود و روى آب مىايستد و اگر چوب را در هوا رها كنى بزمين مىافتد چون خاك و آب كه در ضمن چوب است از هوا سنگينتر است و بر هوا غالبند و اگر هيچيك از عناصر مركب بر ديگرى غالب نباشد در هر جا اتفاق افتد ميماند تعيين و اقسام مركبات و مكان آنها دشوار نيست و تفصيل آن هم فايده ندارد.
و كذا الشكل و الطّبيعىّ منه هو الكرة
همچنين شكل از لوازم جسم است و آنكه طبيعى آنهاست شكل كره است چون كره هيچ جانبش از جانب ديگر ممتاز نيست بر خلاف شكل مكعب و استوانه و مخروط