شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٥٧ - استشهاد امام جعفر صادق عليه السلام بقول ارسطو در اينكه جهان عبث آفريده نشده است
علامه رحمه اللّه در جواب شبهه اينان فرمود اگر اين سخن صحيح باشد نه تنها علت مركب را باطل ميكند زيرا كه هر مركبى اگر چه علت نباشد باطل ميشود و البته مقصود مركب اعتبارى نيست مانند تركيب انسان با سنگى كه كنار او نهاده بلكه مركب حقيقى كه از آن اثرى تازه برخيزد و شبهه در بديهيات در خور جواب نيست.
و أيضا بالقوّة أو بالفعل.
چهار علت گاه بالقوهاند و گاه بالفعل:
علت فاعلى بالقوه مانند داروى مسهل در دكان عطار و بالفعل مانند مسهلى كه خوردهاند. علت مادى بالفعل مانند جنين براى انسان و بالقوه مانند نطفه براى او. علّت صورى بالفعل مانند صورت آب براى آب و بالقوه مانند صورت آب براى هوا كه مستعد تبديل بآب است.
غايت بالفعل مانند علم علماء و غايت بالقوة مانند علم دانشجويان.
و كلّية أو جزئيّة.
هر يك از اين چهار علت گاه كلى است و گاه جزئى.
علّت فاعلى كلي مانند نجار براى تخت و جزئى مانند نجار خاص براى تخت خاص و ديگر علل را بر اين قياس بايد كرد.
و اگر دقت بيشتر خواهيم گوئيم گاهى اثرى از فاعلى مىبينيم كه از خصوصيت او نيست بلكه از معناى ديگرى است اعم مثلا آهنى بر سر كسى افتد و او را بكشد كشنده او آهن نيست بلكه جسم سنگين است كه هم در آهن و هم در اجسام ديگر هست يا سدى از سنگ و آهك پيش آب ببنديم بستن آب از خصوص سنگ و آهك نيست بلكه اگر سرب و آهن بود نيز همين اثر داشت اين امور را فاعل كلى گوئيم اما گاهى اثر خاص آن جسم است مانند كنه گنه براى تب و سم الفار در قتل موش.
يا ماده تخت مثلا از چوب است كه بصلابت قبول شكل و صورت كرده و اگر اين حد صلابت در جسم ديگر باشد نيز قبول خواهد كرد مانند آهن و عاج و طلا اما