شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٥٧ - حكايت«٢٠» قاضى همدان را حكايت كنند كه با نعلبند پسرى، سرخوش بود
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف موصول.
______________________________ (٢٧٩)- ضيغم: شير.
(٢٨٠)- لاييدن: بمعنى فرياد زدن و هرزهدرايى كردن است.
معنى شعر چنين ميشود: براى شيرى كه در سينه صيد، پنجه فروبرده باشد فرياد و سر و صداى سگ چه اثرى دارد؟
(٢٨١)- خوض: بمعنى دقت و غور و در اينجا بمعنى عيبتراشى است. معنى اصلى خوض، فرورفتن آب در زمين است.
(٢٨٢)-
|
بتندى سبك دست بردن بتيغ ... |
فرد بر وزن شماره ٣ با قافيه مردف.
(٢٨٣)- قبل: بكسر اول و فتح دوم بمعنى جانب.
(٢٨٤)- لا يغلق باب التّوبة على العباد حتّى تطلع الشّمس من مغربها
ترجمه: در توبه بر بندگان خدا بسته نميشود مگر آنكه آفتاب از مغرب طلوع كند.
اين حديث در كتاب احياء علوم الدين باب توبه چنين مذكور است:
«انّ اللّه يبسط اليد بالتّوبة لمسئ اللّيل الى النّهار و لمسئ النّهار الى اللّيل حتّى تطلع الشّمس من مغربها»
ترجمه: همانا خداوند براى گنهكار در شب، تا روز و براى گنهكار در روز، تا شب دست به قبول توبه ميگشايد تا آنكه آفتاب از مغرب طلوع كند و بردمد.
(٢٨٥)- استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه: يعنى از خدا و پروردگار خود درخواست آمرزش ميكنم و به او توبه مىآورم.
(٢٨٦)-
|
اين دو چيزم بر گناه انگيختند ... |
قطعه بر وزن شماره ١٧ با قافيه مردف.
(٢٨٧)- مستوجب: بمعنى سزاوار اسم فاعل از باب استفعال مصدر آن استيجاب.
(٢٨٨)- فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا: قسمتى از آيه ١٨ از سوره غافر (مومن).
ترجمه: اينان، هنگاميكه عذاب ما را ميديدند ديگر ايشان را سود نميداد. صريحتر از اين آيه كه مفيد اين مضمون باشد آيه ١٨ از سوره نساء است:
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ