شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٧٧ - حكايت«١٧» تنى چند در صحبت من بودند
از ادوار به مير، و در برخى ادوار، به ميرزا، مخفف اميرزاده ملقب شدهاند. در اينجا مراد، امير است. درجه امير، از سلطان پايينتر است و گاهى بر سپهسالار يك ناحيه و گاه بر حاكم يك ناحيه مهم اطلاق ميشود.
______________________________ (٥٠٤)- پيرامن: با فتح ميم يا پيرامن با ضم ميم يا پيرامون، بمعنى اطراف است و تلفظ سوم با ريشه اوستائى آن نزديكتر مىنمايد. در خرده اوستا، يشتى است بنام «پيرامون يشت» و پيرامون، دو نماز ويژه است كه بر دعاهاى ديگر احاطه دارد.
(٥٠٥)-
|
سگ و دربان چو يافتند غريب ... |
در اين بيت، صنعت لفونشر مشوش بكار رفته. مراد اين است كه سگ دامان غريب ميگيرد و دربان گريبان او را ميچسبد.
(٥٠٦)- گريبان: يقه. داراى دو جزء، يكى «گرى» مخفف كلمه پهلوىviriG بمعنى گردن و ديگر «بان» ادات حفاظت كه ريشه پهلوى آنn ?aP است.
(٥٠٧)- اكرام: بزرگداشت، ضمير ميم در «اكرامم» مفعول بيواسطه است براى فعل درآوردن.
(٥٠٨)-
|
بگذار كه بنده كمينم ... |
بيت بر وزن شماره ٨ با قافيه مردف موصول.
(٥٠٩)- كه: در مصراع اول در مقام بيان علت حكم مصراع دوم است. مراد اين است:
بگذار در رديف بندگان بنشينم زيرا كمترين بنده هستم.
(٥١٠)- كمين و كمينه: مخفف كمترين و صفت عالى است. برخى بغلط پنداشتهاند كه هاء غيرملفوظ در كمينه، علامت تأنيث است و بر مبناى اين اشتباه، لفظ كمينه را تنها در مورد زنان بكار ميبرند.
(٥١١)- الله الله: مخفف الّاه الّاه است و در اينجا به معنى تعجب انكارى بكار رفته.
(٥١٢)-
|
گر بر سر و چشم من نشينى ... |
بيت بر وزن شماره ٨ با قافيه مردف موصول.
در بعضى از نسخهها واو عطف ضبط نشده است
(٥١٣)- بارت: در بعضى نسخهها «نازت» ضبط شده.
ناز: بمعنى لطف و عشوه و رفاه و هم، امتناع معشوق است.
(٥١٤)- نازنين: مركب از ناز و نون زائد و ياء و نون نسبت، بمعنى دارنده ناز.
(٥١٥)- زلت: با فتح اول بمعنى لغزش و خطا.
(٥١٦)-
|
چه جرم ديد خداوند سابق الانعام ... |
قطعه بر وزن شماره ١٢ با قافيه مردف مردف.