شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٧١ - سبب تأليف گلستان
______________________________ (٣٨٤)- تهذيب: پاكيزه ساختن. اسم مفعول آن مهذب. (مهذب هم در زبان فارسى معمول است).
(٣٨٥)- ابواب: جمع باب است و باب بمعنى «در» استعمال ميشود. قدما هركتاب را به چند باب و هرباب را به چند فصل تقسيم ميكردند. گويا تقسيم به باب مأخوذ از روش كليله و دمنه در زبان سانسكريت باشد. و تقسيم به فصلها مأخوذ از نسكهاى اوستا است كه هر نسك آن به چند فرگرد قسمت شده است.
باب، كلمهاى است كه در فارسى زياد بكار ميرود و در اصل «بابة» بمعنى نهايت و شرط بوده و در حساب و حدود استعمال ميشده. عرب ميگويد: «هذا فى بابتك». يعنى اين چيز شايسته تو است.
(٣٨٦)- ايجاز سخن را: مفعول له است. يعنى براى مختصر كردن سخن.
ايجاز: در لغت بمعنى مختصرگويى است و اسم مفعول آن «موجز» و همچنين مشتق ديگرى از آن «وجيزه» بمعنى نامه مختصر در زبان ما معمول است.
علماى بلاغت براى سخن سه روش شمردهاند: يكى روش ايجاز كه با الفاظى اندك، معانى بسيار، بيان كنند و ممكن است ايجاز به طريق قصر يا به طريق حذف باشد. ايجاز قصر با انتخاب الفاظ پرمعنى صورت ميپذيرد و ايجاز حذف مبتنى برانداختن كلماتى است به قرينه.
روش ديگر سخن، «اطناب» است كه در مقابل ايجاز قرار ميگيرد. در اين روش، مطلب را بوسيله آوردن الفاظ يا جملههاى مترادف يا تجزيه و تحليل معنى، بسط ميدهند.
سومين روش، روش مساوات است كه لفظ و معنى، در آن بيك اندازه انتخاب ميشود.
بلغا ميگويند: بايد از ايجاز مخل و اطناب ممل دورى گزيد. مراد اين است كه مطلب نهچندان بايد مختصر باشد كه در معنى خللى رخ دهد و نهچنان دراز و پردامنه گرفته شود كه مستمع را از آن ملال خيزد. اطناب نابجا را در اصطلاح ادب، «اسحاب» گويند و علماى بلاغت به اجتناب از آن دستور دادهاند.
(٣٨٧)- غنّاء: مؤنث اغنّ بمعنى سبز و خرم است.
(٣٨٨)- حدايق: جمع حديقه بمعنى بستانها است.
(٣٨٩)- غلبا: بمعنى پردرخت است و عبارت «حدائق غلبا» مقتبس است از آيه ٢٩ از سوره «عبس و تولى». در بعضى نسخهها بجاى غلبا، «عليا» ضبط شده.
(٣٩٠)- بهشت: اصل آن در پهلوى «وهشته» بمعنى بهترين است. بهشت با عبارت «بههشت» جناس ناقص دارد. (راجع به بهشت و دوزخ مراجعه شود به اعلام قرآن مقاله عدن و