شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٧٠ - سبب تأليف گلستان
مجرم به عنوان مجازات بحكم قانون ميپردازد.
______________________________ (٣٧٤)- سير: بكسر سين و فتح ياء جمع سيره، بمعنى رفتارها است.
\* قاعده راجع به جمع فعله در عربى و فارسى: اسمهاى عربى كه بر وزن فعله بكسر فاء باشد جمع آن بر وزن فعل بكسر اول و فتح ثانى مىآيد مانند حكم جمع حكمت و نعم جمع نعمت.
(٣٧٥)- درج: در ادب، نوشتن و گنجانيدن است و در علم بديع، درج عبارت است از اقتباس مطلبى از ديگران و گنجانيدن آن در خلال گفتههاى خويش.
(٣٧٦)- خرج: مساوى است با خرج كرديم. جزء دوم فعل مركب، به قرينه حذف شده.
(٣٧٧)- بالله التوفيق: توفيق دادن و سازگار كردن وسايل تنها به اراده خدا است.
در اين تركيب عربى «باللّه»، جار و مجرور، خبر مقدم است. و «التوفيق»، مبتداى مؤخر ميباشد.
(٣٧٨)-
|
بماند سالها اين نظم و ترتيب ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه موصول.
(٣٧٩)- هرذره خاك:
\* قاعده راجع به معرفه بودن اسم بعد از هرگونه و مانند آن: بعد از تركيباتى از قبيل «هرگونه»، «هر قسم» و «هر ذره»، اسم بيانى آن بصورت معرفه مىآيد. مانند: «هر ذره خاك» و «هرگونه كتاب».
(٣٨٠)- غرض نقشى است كز ما باز ماند: مراد اين است كه غرض ما از تأليف اين كتاب، بجا ماندن نقشى از ما است و اشاره است به اين بيت معروف عربى:
|
تلك آثارنا تدل علينا |
فانظروا بعدنا الى الآثار |
|
(٣٨١)- هستى: اسم مصدر. در اينجا بمعنى موجودات ممكنه است. «هستى را»، مفعول باواسطه است يعنى براى هستى بقايى نمىبينم.
(٣٨٢)- مگر: اميد است كه، (كلمه ترجّى معادل با لعّل در عربى).
\* قاعده راجع به افزودن ياء نكره به اسمهاى مختوم به الف يا واو يا همزه: «دعا» در اصل «دعاء» بوده و همزه آن طبق قاعدهاى كه گفته شد افتاده. هرگاه آخر كلمهاى با يكى از صداهاى الفى و واوى ختم شود و بخواهيم به آن ياء نكره بيافزاييم بايد يك حرف (ياء) ديگر ميان صداى الفى يا واوى و ياء نكره اضافه كنيم مانند: دارويى، جايى، دعايى.
(٣٨٣)- امعان: بمعنى دقت كردن است و در عربى هم گفته ميشود:
«امعن النظر فى ..».