شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٤ - قسمت اول - نام و كنيه و تولد و وفات سعدى شيراز
در آن زمان پنجاه يا پنجاه و اندى سال داشته، ميبايست تولد شيخ در سال ٦٠٦ يا چند سالى پيش از آن باشد زيرا دو بيت اول قطعه چنين است.
|
هردم از عمر ميرود نفسى |
چون نگه ميكنى نمانده بسى |
|
|
اى كه پنجاه رفت و در خوابى |
مگر اين پنج روزه دريابى |
|
در ظاهر، دليل اين عده درست مينمايد لكن در باب پنجم از گلستان، افصح المتكلمين واقعهاى حكايت كرده كه تاريخ آن تقريبا مشخص است. در ساليكه سلطان محمد خوارزمشاه به مصلحتى با تركان ختا صلح كرده بود حضرت شيخ در كاشغر بوده وصيت شاعريش تا آنجا در آفاق رفته است كه جوانى در حاليكه كتاب مقدمه زمخشرى را در علم نحو بدست دارد راجع به سعدى شيراز از شيخ ميپرسد و ابياتى از گفتههاى او ميخواهد. صلح خوارزمشاه با تركان ختا در سال ٦١٠ اتفاق افتاده و اگر سعدى متولد ٦٠٦ باشد طفلى چهار ساله است كه هرگز نميتواند پاى از خانه به كوچه بگذارد تا چه رسد به كاشغر رود و پيش از آن آوازه شعرش در آن ناحيه پيچيده باشد. از جانب ديگر اين حكايت ساختگى نتواند بود زيرا اگر چنين ميبود مدعيان بر وى ميتاختند و او را نسبت به ادعاى صيت و شهرتش، دروغپرداز و ترفندساز ميشناختند مردى كه بتواند در حدود ٦١٠ به كاشغر سفر كند و آوازه سخن پردازى خود را در آنجا بشنود ميبايست در حدود سى سال داشته باشد و به اين حساب سال تولد شيخ ٥٨٠ هجرى مقارن با سال ١١٨٤ ميلادى است و همين سال را هانرى ماسه مستشرق معاصر فرانسه برگزيده و حوادث تاريخى هم مؤيد آن است. كسانيكه شيخ اجل را متولد اوايل قرن هفتم پنداشتهاند انتساب تخلص او را به سعد بن زنگى ناممكن شناختهاند چنانكه مرحوم اقبال آشتيانى به اين پندار بوده است. در صورتيكه با استناد به واقعه كاشغر، شيخ در آنزمان به گفته خودش معروف به سعدى بوده و در آنزمان نميتوانسته است تخلص خود را از نام سعد بن ابى بكر بن سعد كه نوه سعد زنگى است اتخاذ كرده باشد. بنابراين بايد تخلص سعدى را منتسب به سعد بن زنگى بدانيم كه از ٥٩٩ تا ٦٢٣ بر شيراز و قسمتهايى از فارس، اتابكى داشته است. در باب سال وفات شيخ هم اختلاف شده ولى قلمرو اختلاف محدود به ٦٩٠ تا ٦٩٧ است و قولى را كه استاد سعيد نفيسى مبتنى بر مدارك صحيح برگزيده روز سهشنبه ٢٧ ذى الحجه سال ٦٩١ قمرى هجرى مقارن با دهم دسامبر ١٢٩٢ ميلادى است. به منظور بيان تاريخ وفات شيخ، ابياتى در قرن هشتم و بعد از آن به عنوان ماده تاريخ سروده شده.
مناسبتر از همه (هرچند روز و ماه آن با قول منتخب تناسب ندارد) دو قطعه است كه يكى را عارف بقايى در تذكرهاى از شاعران كه بنام مجمع الفضلاء در سال ٩٩٦ در بدخشان به تأليف آن آغاز كرده است آورده و ديگرى در تاريخ مخبر الواصلين آمده است، قطعه اول اين است: