شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٢١ - تعليقات بر ديباچه گلستان
\* قاعده راجع به اسم مفعول عربى: اسم مفعول عربى در ثلاثى مجرد بر وزن مفعول است مانند: مقبول و مطلوب و مقصود. در غير ثلاثى مجرد با تبديل حرف مضارع مجهول به ميم مضموم، ساخته ميشود مانند: منكر، مؤدب، مرسل.
هرچهار جمله در مقام بيان صفات رحمانيت خداى تعالى و جهات گوناگون آن است.
______________________________ (١٨)- اى كريمى كه از خزانه غيب
وزن شماره ١ با قافيه مردف
ياء كريمى، ياء توطئه صله است (ر ك شماره ٥).
\* قاعده ديگر راجع به توطئه صله: بهتر است كه براى لفظ (خدا) ياء توطئه نياوريم زيرا موجب ايهام تعدد ميشود.
خزانه غيب: مقتبس است از آيه ٥٠ سوره انعام و آيه ٣١ سوره هود.
وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ و همچنين اشاره دارد به آيه ٢١ از سوره حجر: وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
ترجمه: «هيچچيز وجود ندارد مگر آنكه خزانههاى آن در نزد ما است و باندازه معلوم بتدريج از آن فروميفرستيم». (اين آيه كريمه همه نگرانيهاى بشر را از فقر آينده كه به زعم اقتصاديون جديد بر اثر كثرت جمعيت پيش خواهد امد رفع ميكند و به افراد آدمى سعه صدر و علو نظر مىبخشد.
\* قاعده راجع به اماله: در زبان فارسى گاهى الف خزانه را ممال ميكنند يعنى به ياء مبدل ميسازند. اماله الف در الفاظ كتاب و حساب و ركاب و سلاح استعمال شده است و مخصوصا شعرا، كتيب و حسيب و ركيب و حجيب و سليح بكار بردهاند.
(١٩)- گبر و ترسا:
گبر: از ريشه آرامى (گوره) بمعنى مشرك و بيدين. اين نام از باب اهانت بعد از اسلام به زردشتيان اطلاق شده است و شايد با لفظ (كافر) همريشه باشد. گوره بمعنى تعظيم و بخاك افتادن در برابر شاهان هم آمده است.
ترسا: صفت مشبه از ترسيدن. ترجمه فارسى راهب است و مجازا بر عموم مسيحيان اطلاق گرديده است.
(٢٠)-
|
دوستان را كجا كنى محروم |
تو كه با دشمن اين نظر دارى |
|
كجا: كلمه استفهام بمعنى چگونه ممكن است در مورد استفهام انكارى است.
محروم: اسم مفعول از حرمان بمعنى نااميد.
اطلاق دشمن بر گبر و ترسا از جهت آن است كه برخى بطور كلى كفار را از هرقبيل كه باشند دشمن خدا بشمار مىآورند زيرا فرمان الهى را گردن ننهاده و شريعت كاملتر را