شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٩٠ - قسمت پنجم - انواع شعر فارسى
مركب ميشود.
٤- قصيده يا قصيد، جمع آن قصايد: منظومهاى است كه مصراعهاى اول و دوم و همه مصراعهاى جفت آن به يك قافيه باشد. شماره ابيات قصيده را برخى از سيزده و بعضى از بيت كمتر ندانستهاند و ممكن است تا دويست بيت هم برسد. مضمون قصيده غالبا بيان حكمت و عرفان يا مديح و هجا يا شكايت از روزگار است. سرودن قصيده را ايرانيان از عربها آموختهاند و گاهى در قصائد فارسى بتقليد عرب از اطلال و دمن و شكار و طى بيابان و وقايع شگرف آن ياد كردهاند چنانكه بعضى از قصائد منوچهرى و امير معزى از اين دست است. اولين بيت قصيده را مطلع و آخرين بيت آنرا مقطع مينامند و شعرا سعى دارند كه مطلعى نيكو و مقطعى زيبا بپردازند.
در قصيدههاى طولانى گاهى تجديد مطلع ميشود يعنى در ميان قصيده بيتى مصرّع (دو مصراع به يك قافيه) مىآورند. غالبا چند بيت آخر قصيده به دعاى ممدوح اختصاص مييابد و اين قسمت را شريط ميخوانند و تخلص شاعر در آخر مىآيد. شعراى ايران بيشتر سعى داشتهاند در مقدمه قصيده وصف طبيعت كنند يا از عشق و شور درون دم زنند يا ايام جوانى را بياد آورند يا آنكه خاطر را با ياد مى و ساقى و مطرب، خوش دارند، آنگاه با بيتى لطيف كه گريز يا تخلص ناميده ميشود به اصل موضوع بپردازند اينچنين مقدمه را تشبيب يا نسيب مينامند و اگر مشتمل بر وصف يكى از اعضا يا وصف مرتب يك شخص يا يك چيز باشد و همچون نقاش، واحدى را در زيبايى ممثل كند، تغزل يا غزلگونه ناميده ميشود. رودكى و فرخى و عنصرى و عسجدى و منوچهرى و امير معزى و انورى و خاقانى و قاآنى از شعراى قصيدهسرايند و سنائى و شيخ اجل سعدى در قصايد حكمى و عرفانى دستى گشاده دارند.
٥- غزل: شعرى است كه مانند قصيده، مصراعهاى اول و دوم و مصراعهاى جفت آن همقافيه است و مضمون آن، احساسات درونى و وصف زيبايىهاى معشوق و بيان نكات لطيف عرفانى در لباس منظرسازى و جمالنمايى است. حكيم سنائى نخستين كسى است كه به غزل سر و صورت داده و تعداد ابيات را بين هفت و سيزده محدود ساخته و آوردن تخلص را در آخر غزل معمول گردانيده است. در شيوه غزل، سخن حافظ سندى است قطعى:
|
استاد غزل سعدى است پيش همهكس اما |
دارد سخن حافظ، لطف سخن خواجو |
|
بر اين سه تن بايد رودكى و عنصرى و سنائى و جلال الدين بلخى و فخر الدين عراقى و سلمان ساوجى را افزود و در واقع ديوان شمس تبريزى مولانا شور و حالى دارد و نشاط آن ناشى از وزن مطبوع و علو معنى و سادگى الفاظ و طبيعى بودن تعبيرات است.
٦- مسمط: منظومهاى است مركب از چند قسمت در هرقسمت عدهاى از مصراعها باندازه مساوى به يك قافيه است و مصراعهاى آخر هرقسمت، قافيه ديگرى دارد و قافيه مصراعهاى آخر يكى است. لامعى گرگانى و منوچهرى دامغانى و محتشم كاشانى از مسمط-