شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٩ - مبحث دوم افاعيل عروضى
ركن مصراع دوم را «ابتداء» و آخرين ركن مصراع دوم را «ضرب» يا «عجز» خوانند و ركنهاى ميانه را «حشو» نامند.
هرركن مركب است از اجزاء. اجزاء عروضى را به شش قسم منقسم ميسازند:
١- سبب خفيف كه يك حرف متحرك است مانند «ز»، «ب».
٢- سبب ثقيل كه دو حرف متحرك است مانند صله، گله.
٣- وتد مجموع يا مقرون، مركب از دو حرف متحرك و يك حرف ساكن مانند صنم، قمر.
٤- وتد مفروق، مركب از يك حرف متحرك و يك ساكن و يك متحرك مانند سايه، ناله.
٥- فاصله صغرى، مركب از سه حرف متحرك و يك حرف ساكن مانند پدرم، دل من.
٦- فاصله كبرى، مركب از چهار حرف متحرك و يك حرف ساكن مانند: پدر او، قلم من.
اما بعضى از عروضيان، فاصلهها را به اسباب و اوتاد بازگردانيدهاند زيرا پدرم مركب از يك سبب ثقيل و يك سبب خفيف است. قلم من، مركب از يك سبب ثقيل و يك وتد مجموع ميباشد.
بهتر اين است كه فاصله صغرى را بپذيريم و به سبب ثقيل و وتد مجموع قناعت كنيم و بگوييم اجزاء عروضى، سبب و وتد و فاصله است.
آقاى دكتر حميدى بحق اين نظر را اظهار كرده و از فاصله و وتد و سبب، واحدى ساخته و آنرا متفاعلاتن ناميده است. اين ركن در عروض قديم هم، سابقه دارد و صورت مرفّل از متفاعلن شناخته شده است. آقاى دكتر حميدى از تركيب صورتهاى تغييريافته اين ركن، بيست و سه بحر (وزن شعرى) استخراج كرده كه نوزده بحر آن در نزد عروضيان شناخته شده و چهار بحر ديگر ابداع خود ايشان است و در عين حال از مزحوفات يعنى فروع بحور عروضيان گذشته هم، بشمار تواند آمد.
بارى عروضيان قديم سه قسم اركان شناختهاند:
١- ركن مركب از دو جزء: وتد و سبب. اگر وتد، اول باشد ميشود فعولن مانند پريوش و هرگاه سبب بر وتد مقدم باشد ميشود فاعلن مانند باهنر.
٢- ركن مركب از سه جزء كه فقط يك هجاى كوتاه داشته باشد. اين قسم، سه وزن دارد.
الف- اگر هجاى كوتاه اول باشد ميشود مفاعيلن مركب از يك وتد و دو سبب مانند پريوشها.
ب- اگر هجاء كوتاه، هجاى دوم باشد ميشود فاعلاتن مانند ناله دل، لالهپرور.