شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٣٢ - (٨٧) امام مرشد محمد غزالى را رحمه الله پرسيدند
______________________________ (٤٣٩)- تره: بافاصله، معطوف است بر سركه.
(٤٤٠)- بره: مخفف برّه است.
(٨٦) خلاف رأى صواب است و عكس رأى اولو الالباب ....
(٤٤١)- خلاف راى صواب است ....: مراد اين است كه خوردن داروى ناشناخته بگمان آنكه سودمند خواهد بود عاقلانه نيست، چنانكه رفتن به راه ناديد، بدون همراهى كاروان يا راهنما، از خرد دور است.
(٨٧) امام مرشد محمد غزّالى را رحمه الله پرسيدند ....
(٤٤٢)- محمد غزّالى: حجة الاسلام امام محمد غزّالى (متوفى بسال ٥٠٥ هجرى) يكى از متكلمين و عارفان بزرگ اسلام است كه كتابهاى متعدد در فقه و حكمت و عرفان و اخلاق نوشته و از جمله كتابهاى او يكى احياء علوم الدين است و ديگر مقاصد الفلاسفه كه توسط نگارنده بعنوان «خودآموز حكمت مشاء» به فارسى ترجمه شده. وى عقل و نقل و شهود را با هم جمع كرده ميگويد: بايد براى تعيين خط مشى خود در زندگى به احاديث و اخبار مراجعه كنيم و عقل خود را در تشخيص احاديث صحيح از سقيم مداخله دهيم و سنتى كه از خبرهاى درست بدست ما مىآيد لازم الاتباع است و با پيروى آن، نفس ما صافى ميشود و محل تجلى فيوض ربانى ميگردد. آنگاه حقيقت ايمان و طريقت عرفان بر ما هويدا ميشود.
غزّالى سمت ارشاد هم داشته و شيخ اجل سعدى با واسطه، از او ارشاد گرفته است.
غزالى، بتخفيف منسوب است به «غزاله» نام دهى از نيشابور و با تشديد، منسوب است به غزّال، بمعنى ريسنده پشم. شايد بواسطه رقتى كه حجة الاسلام بر حال ريسندگان داشته يا بمناسبت آنكه پدر يا جدش به اين شغل مشغول بوده ملقب به غزّالى شده باشد. (راجع به شرححال و كتب و نظرات غزّالى، رجوع شود به تاريخ فلسفه تأليف نگارنده).
(٤٤٣)- بدانكه: بواسطه آنكه.
(٤٤٤)-
|
اميد عافيت آنگه بود موافق عقل ... |
قطعه بر وزن شماره ١٢ با قافيه موصول.
(٤٤٥)- نبض: شريانى است در مچ دست كه پزشكان از حركت آن بوضع مزاجى بيمار پى ميبردهاند و در زمان حاضر از روى آن درجه حرارت بدن را تا حدى تشخيص ميدهند.
علم نبض، يكى از فروع طب است.
(٤٤٦)- ذل: بضم اول و تشديد لام بمعنى خوارى با «عز» تقابل دارد.
(٤٤٧)- دليل: راهنما جمع دليل بمعنى برهان، دلايل و ادله است. اما جمع دليل