شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٣١ - (٨٥) خلعت سلطان اگرچه عزيز است
جامه كبود، نشان قلندرى است. فرقههاى مختلف هركدام، رنگ خاصى براى جامه خود برميگزيدند تا از فرقههاى ديگر ممتاز باشند چنانكه جامه سبز، از آن بنى هاشم و جامه سياه، از آن بنى عباس بوده و سفيدجامگان يا مبيضه، فرقهاى از ايرانيان بودند كه آيين ويژهاى داشتند و از صدر خلافت عباسى، عليه حكومت عرب مبارزاتى تاريخى از ايشان بظهور رسيده است.
______________________________ (٤٣٣)- خانومان: با واو عطف، مجموع خانه و هرشخصى يا چيزى است كه در خانه بماند، بنابراين شامل خانه و اهل بيت و اثاثه است.
(٤٣٤)- نيل: گياهى است كه از برگ آن رنگ آبى بنام نيله و نيل ميگيرند.
ريشه پهلوى آن «نيلا» است. درخت نيل) ogidni (در نواحى گرم ميروئيده و اكنون متروك شده و بجاى آن از گياه ديگرى بنامletsaP چنين رنگى را بدست مىآورند.
انگشت نيل كشيدن بر خانومان: كنايه از قبول فقر و رسوايى قلندرانه و ملامت است.
مراد شيخ اجل از اين قطعه آن است كه شرط اول درويشى و فقر، قبول لوازم آن است و مهمترين خوى درويش، سبيل بودن مال اوست و هركس سيرتى را برميگزيند بايد لوازم آنرا نيز بپذيرد چنانكه اگر كسى مصاحب قلندر كبودجامه باشد بايد به ملامت و رسوايى تن دردهد و كسى كه با پيلبانان دوستى ميكند بايد خانهاى مناسب براى جاى دادن پيل، آماده سازد.
(٨٥) خلعت سلطان اگرچه عزيز است ....
(٤٣٥)- خلقان: بضم اول و سكون دوم. جمع خلق با دو فتحه بمعنى كهنه. خلق در عربى در مذكر و مؤنث يكسان استعمال ميشود و همچنين جمع ديگر آن: (اخلاق) صفت مفرد واقع ميگردد. بر همين قياس، خلقان كه جمع است در اين عبارت صفت جامه واقع شده است.
خلقان با سلطان، از جهت حركات و سكون و از نظر بيشتر حروف، جناس دارد.
(٤٣٦)- خرده انبان: با جامه خلقان موازن است.
(٤٣٧)- بلذت: و بغيرت در اينجا عنوان صفت مركب دارد و نظير بخرد و بنام است.
در صفاتى كه مختوم به «تاء» باشد، ادات تفضيل «تر» بايد جدا نوشته شود. در بعضى نسخهها، عزيزتر و لذيذتر ضبط شده در هرحال، عزت و لذت يا عزيز و لذيذ با تلفظ فارسى نوعى جناس تشكيل ميدهند.
(٤٣٨)-
|
سركه از دسترنج خويش و تره .... |
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه موصول.