شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤٠٩ - حكايت«٤٣» بزرگى را پرسيدم از سيرت اخوان الصفا
______________________________ (٥٤١)- تقوى: پرهيزگارى. اسم مصدر است از «اتّقى». در اصل «وقيا» بوده است.
تقى با ضم اول هم بمعنى تقوى است.
(٥٤٢)- رحم: بفتح اول و كسر ثانى بمعنى خويشاوندى و بمعنى مشيمه و بچهدان است. جمع آن ارحام.
(٥٤٣)- قربى: اسم عربى بمعنى خويشاوند و مجازا بمعنى ذوى القربى (خويشاوندان) استعمال ميشود. در آيات متعدد قرآنى به صله رحم امر شده و از قطع رحم يعنى ترك علاقه با خويشاوندان نهى گرديده است. از آنجمله است: آيه ٢٧ از سوره بقره و آيات ٢١ و ٢٥ از سوره رعد.
مودت قربى: اشاره و اقتباس است از آيه ٢٣ سوره شورى:
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ترجمه: اى پيغمبر بگو بر رسالت خود از شما مزدى نميخواهم جز دوستى درباره خويشاوند. فقهاى شيعه، قربى را خويشاوندى پيغمبر دانستهاند و اين آيه را هم مانند آيه ديگرى از قرآن دال بر وجوب اداى خمس ميدانند.
ممكن است از آيه كريمه هردو معنى استفاده شود. مراد اين است كه قطع رحم با خويشاوند ناپرهيزگار ثوابش از مودت قربى كه مزد رسالت پيغمبر اكرم معرفى شده است بهتر است.
(٥٤٤)- اعتراض كرد: ايراد كرد، خرده گرفت. معنى اصلى اعتراض، در عرض راه ايستادن و سر راه بر كسى گرفتن است.
(٥٤٥)- مناقض: شكننده حكم، مخالف.
(٥٤٦)- نص: بتشديد صاد بمعنى صريح. جمع آن نصوص است. هرگاه بر حكمى آيه قرآنى يا حديثى از پيغمبر اكرم تصريح داشته باشد آن آيه يا حديث را نص ميگويند. از جمله مشهورات فقهى است كه اجتهاد در مقابل نص جايز نيست. يعنى هرگاه حكمى صريح در قرآن يا در حديثى مسلم الصدور از پيغمبر باشد نبايد با راى خود حكم ديگرى استنباط كرد.
(٥٤٧)- وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما
آيه ١٥ از سوره لقمان. آيه پيشين آن به احسان والدين امر فرموده است. به موجب اين آيه مقرر ميشود كه اگر پدر و مادر با تو مجاهده و مبارزه كنند تا با من (با خدا) چيزى را كه به آن علم و يقين ندارى شريكسازى از آنان پيروى مكن. و سپس مقرر ميدارد كه با پدر و مادر مشرك هم بايد در دنيا به نيكى مصاحبت كرد. مراد صدر آيه اين است كه فرمانبردارى از والدين در معصيت حق، جايز نيست.