شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٦٥ - حكايت«١٥» يكى از صالحان بخواب ديد پادشاهى را در بهشت
حكايت «١٤» پادشاهى پارسايى را گفت: هيچت از ما ياد مىآيد؟ ...
______________________________ (١٦٢)- هرگه كه خدا را فراموش ميكنم: يعنى وقتى بياد پادشاه مىآيم كه خدا را فراموش كرده باشم چه توجه و اعتماد به خلق، نتيجه قطع توجه و توكل از خدا است.
فراموش: از ريشه پهلوى«hs ?omarF» از يادرفته، «فرامشت» هم استعمال شده است.
ناصر خسرو گويد:
|
چون تيغ بدست آرى مردم نتوان كشت |
نزديك خداوند بدى نيست فرامشت |
|
حرف «ت» در «فرامشت» باقيمانده ريشه هندى باستان است.
(١٦٣)-
|
هر سو دود آن كش ز در خويش براند ... |
بيت بر وزن شماره ٦ با قافيه مردف موصول.
مصراع اول اشاره دارد به اين كلمه از حضرت على ضلّ سعى من استعان بغير اللّه.
ترجمه: كسى كه از غير خدا، يارى خواهد گمراه است و كوشش وى بهدر ميرود.
مصراع دوم اشاره است به آيه ٢ از سوره طلاق: وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً.
ترجمه: كسى كه خداترس باشد خدا براى وى از سختيها راه رهايى فراهم ميسازد.
نظير ديگر: ما خاب من عليه توكّل.
ترجمه: كسى كه بخدا توكل كند نااميد نميشود.
حكايت «١٥» يكى از صالحان بخواب ديد پادشاهى را در بهشت ...
(١٦٤)- و پارسايى در دوزخ: ادات «را» كه علامت مفعول بيواسطه است از معطوف به قرينه حذف شده. در زبان فعلى، ادات را از معطوف عليه حذف ميشود.
(١٦٥)- دركات: جمع «دركه» است. «دركه» در مقابل «درجه» قرار ميگيرد و وضع بد تبهكاران را معرفى ميكند و نيز هرطبقه جهنم را «درك» و دركه مينامند.
(١٦٦)- خير الامراء من جالس العلماء و شرّ العلماء من عاشر الامراء ترجمه:
خوشا اميرى كه به در خانه درويش رود و بدا بحال درويشى كه به درگاه امير آيد. در برخى نسخهها اين عبارت يافته نميشود و در بعضى كتب اين عبارت بعنوان حديث ضبط شده و احاديثى با همين مضمون از پيغمبر اكرم منقول است و از آنجمله است:
نعم الامير على باب الفقير و بئس الفقير على باب الامير
بنظر ميرسد كه صوفيان در مضمون حديث تصرف كرده و فقير را در جاى علماء گذاشته باشند.
(١٦٧)-
|
دلقت به چه كار آيد و تسبيح و مرقع ... |
قطعه بر وزن شماره ٦ با قافيه موصول مردّف.
(١٦٨)- تسبيح: سبحه. رشتهاى داراى دانهها كه با آن ذكرهاى مكرر ميگويند