شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٠٤ - حكايت«٣٩» هارون الرشيد را چون ملك مصر مسلم شد
______________________________ (٧٥٦)- طاغى: سركش. اسم فاعل از طغيان. در بعضى از نسخهها، «ياغى طاغى» ضبط شده.
ياغى: لفظ مغولى است بمعنى نافرمان. مراد از طاغى ياغى كه دعوى الوهيت كرده، فرعون زمان حضرت موسى است. (راجع به فرعون و تاريخ مصر و آيين اختانون، رجوع شود به اعلام قران مقاله فرعون).
(٧٥٧)- خدايى: در بعضى از نسخهها بجاى خدايى، «الوهيت» ضبط شده است و الوهيت، مصدر جعلى از «الاه» است.
(٧٥٨)- خصيب: بر وزن حسين، نام ناظر اموال مصر در زمان رشيد است. او هم مردى نيكخو و خوشرفتار بوده است.
(٧٥٩)- حرّاث: لفظ عربى. جمع حارث بمعنى برزگران است و مصدر آن حرث با فتح حاء است.
پشم بايستى كاشتن: اين چنين گفتار ابلهانه را، به بسيارى از اميران نادان كه سرگذشت مشابه ابن مهران داشتهاند نسبت دادهاند.
(٧٦٠)-
|
اگر دانش به روزى، درفزودى ... |
مثنوى با وزن شماره ٧
(٧٦١)-
|
بخت و دولت به كاردانى نيست ... |
مثنوى با وزن شماره ١
(نظاير اين ابيات در شماره ٧٦٦ تحت عنوان «گنج» بيان شده است).
(٧٦٢)- آسمان: ريشه اوستايى و پارسى باستانى آن نيز همين تلفظ دارد و معنى اصلى آن سنگ است و چون آسمان را مانند سنگى ميپنداشتهاند، آنرا بدين نام ناميدهاند. برخى پنداشتهاند كه آسمان، مركب از «آس» بمعنى آسيا و كلمه «مان» ادات تشبيه باشد اما اين پندار، درست نيست چه، ايزد نگهبان بيست و هفتمين روز هرماه شمسى را، نيز آسمان مينامند.
(٧٦٣)- ارجمند: صفت مركب از ارج بمعنى ارزش و «مند» ادات اتصاف است و اينكه در محاوره، «جيم» آنرا ضمه ميدهند براى آن است كه در اصل «ارجومند» بوده است.
(٧٦٤)- كيمياگر: مركب از «كيميا» و ادات «گر» كه نشانه نسبت است.
كيميا: كه امروزه اروپاييان آنرا الكيمى) eimihclA (مينامند علمى بوده كه درباره تبديل اجسام به يكديگر و مخصوصا از تبديل قلعى و مس به نقره و طلا گفتگو ميكرده است. منشأ فلسفى اين دانش، عقيده لئوسيب و ذيمقراطيس و اپيكور است كه اجسام را مركب از اتم ميدانستند و معتقد بودند كه نوع اجسام برحسب تعداد اتمها و فاصله آنها قابل تغيير است. عدهاى دنبال اين مسلك فلسفى رفتند و بعضى از آنان، علوم سرى را بنام كيميا و ليميا و