شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٠ - قسمت دوم - عوامل تشكيل افكار صوفيانه در اسلام
استوار ميشد جز آنكه تا قرن ششم هجرى، حكمت اشراق چندان ظهورى نداشت و شيخ شهاب الدين سهروردى آنرا احياء كرد. ميگويند ابن سينا هم كتابى بنام حكمت مشرقيه داشته است و آنچه مسلم است شيخ الرئيس رسالههاى عرفانى تدوين كرده و در كتب خود جاىبجاى انديشههاى عرفانى اظهار داشته است. در قرون سوم و چهارم فلسفه افلاطونيان جديد بمناسبت دوريش از آيين توحيد متروك شد و حكمت اشراق هم كه با كيشهاى ايرانى سازگار بود به وادى فراموشى سپرده گرديد تا هنگاميكه صوفيان براى جلوهگرى اينگونه انديشهها زمينه فراهم آوردند و كمكم كار به آنجا رسيد كه حكمت اشراق مستقلا در عالم فرهنگ اسلامى خود نمايى و جلوه از سر گرفت.
بارى تصوف اسلامى تصوفى است مركب كه بعضى از اصول آن از قبيل رياضات بدنى و استعمال سبحه و خرقه و طى مراحل سلوك در قديم از هندوستان گرفته شده و بعضى اصول را از قبيل فقر و توكل و عشق و گاهى ترك زواج از مسيحيت كه آنهم متأثر از مكاتب هند است التقاط كرده و قسمت فلسفى آنهم از نظرات افلاطونيان جديد و فيثاغورسيان و حكماى اشراق (فيلسوفان پهلوى) اخذ شده و از تركيب اين مذاهب مسلكى نو بوجود آمده است. چون در افراد اول پيروان اين مسلك اشخاص ايرانى از قبيل حسن بصرى متوفى به سال ١١٠ و حبيب عجمى و معروف كرخى متوفى به سال ٢٠٤ يافته ميشوند معلوم ميگردد كه ايرانيان سلسله جنبان تصوف اسلامى بودهاند مخصوصا چون محل ظهور اين مسلك شهر بغداد بوده ايرانى بودن بعضى از اصول اين مسلك، مسلم ميگردد متصوفان شيعه سرسلسله خود را حضرت على ميدانند و متصوفين سنى ابو بكر صديق را نخستين صوفى ميشناسند و به امام على هم از اين باب بسيار ارادت ميورزند. حضرت على (ع) پيشواى شيعيان شخصى است متقى و عالم و شجاع و اين صفات بارز او را دوست و دشمن تصديق دارند و پيروان آن حضرت همواره با زهد و ورع روزگار بسر ميبردند و مورد توجه همه مسلمين واقع بودند. ابو بكر هم مردى زاهد بود و در سيرت او مينويسند: وى سنگ در دهان ميگذاشت تا كمتر سخن گويد چه ميترسيد مبادا سخنان باطل از زبانش سرزند. بهرحال مراحل اوليه تصوف فقط زهد و پاكدامنى و اعراض از دنيا بود و زهاد سخنانى مبنى بر زهد و پارسايى نثرا و نظما ميگفتند و كلمات آنان زهديات ناميده ميشد. برخى از خاورشناسان پنداشتهاند كه همه مبادى تصوف از قبيل اعراض از دنيا و حب و رضا و ذكر و صبر و ساير اعمال و سلوك از قرآن مجيد اقتباس شده باشد. اين پندار درست نيست زيرا قرآن مجيد در عين حال كه از انهماك در لذات دنيائى منع كرده باعراض كلى دستور نداده بلكه اين قبيل انديشهها را تخطئه فرموده است (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ- آيه ٣٢ از سوره اعراف). واقع اين است كه صوفيان مانند فرق ديگر براى خود مؤيداتى از قرآن مجيد تهيه كردهاند. بارى بتدريج اهل تصوف