شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٧٠ - حكايت«١٦» يكى از رفيقان شكايت روزگار نامساعد نزد من آورد
رؤسا و مرؤوس.
\* قاعده راجع به همزه: با آنكه همزه مكسور يا ماقبل مكسور بايد به صورت ياء نوشته شود معهذا رئيس و لئيم را چنانكه معمول است بايد با همزه نوشت.
______________________________ (٤٤٤)- به دريا در، منافع بيشمار است ...
بيت بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف و مردّف.
(٤٤٥)- سلامت: در مصراع دوم، مفعول است براى فعل «خواهى» و ضمير مقدر آن مسند اليه است براى «بركنار».
(٤٤٦)- درايت: مصدر، بمعنى دانستن است و در فارسى مرادف با هوشمندى بكار ميرود. عبارت لا ادرى بمعنى نميدانم كه متكلم وحده مضارع منفى است در فارسى بكار رفته است، علم درايه، دانشى است كه بوسيله آن انواع احاديثى را كه از پيغمبر نقل كردهاند تشخيص ميدهيم مثلا معلوم ميداريم كداميك صحيح نيست و كداميك صحيح است.
(٤٤٧)-
|
دوست، شمار آنكه در نعمت زند ... |
قطعه بر وزن شماره ١٧ با قافيه مردف موصول.
(٤٤٨)- لاف: بمعنى ادعاى بيهوده ريشه پهلوى آنf ?aL بمعنى شكايت است.
(٤٤٩)- متغير: اسم فاعل از باب تفعل، بمعنى دگرگون شونده و مجازا بمعنى خشمگين است.
(٤٥٠)- غرض: جمع آن اغراض. در لغت بمعنى قصد و نشانه تير است و مجازا در معنى دشمنى بكار رفته و ممكن است اين معنى مأخوذ باشد از «غرض منه» يعنى از او روى گردان شد. هرگاه معنى آن در عربى متعدى بيواسطه باشد، بمعنى اشتياق است.
(٤٥١)- ديوان: جمع آن دواوين. ريشه اين لفظ «دوان» فارسى است و با دبير، همريشه است، اصل كلمه، مأخوذ از لفظ سومرى «دوپى»ipuD بمعنى لوح و بمعنى نوشتن است.
لفظenauoD كه در فرانسه بمعنى گمرك است از همين ريشه گرفته شده. در صدر اسلام، از زمان عمر بتقليد ايرانيان دفترى وضع شد و در آن دفتر نام كسانيكه ميبايست از بيت المال ارتزاق كنند و مبلغى كه بايد به آنها داده شود ثبت گرديد. در زمان بنى اميه، ديوانهاى ديگرى از قبيل: ديوان الجند و ديوان الرسائل و ديوان الخاتم و ديوان الخراج تشكيل يافت.
ديوان الخراج از همه آنها مهمتر بود و با خط فارسى نوشته ميشد. حجاج بن يوسف، نخست، ديوان عراق را كه بفارسى نوشته ميشد عربى كرد و عبد الملك، ديوان سوريه را كه به يونانى بود، تعريب نمود. هشام بن عبد الملك، ديوان مصر را به عربى برگردانيد. بتدريج بر عده ديوانها افزوده شد و ديوان البريد و ديوان الضياع (دفتر املاك مصادره شده) و ديوان الصدقات (براى جمعآورى ماليات مربوط به چهارپايان) و ديوان الاحشام (براى